حج وحرمین شریفین در تفسیر نمونه صفحه 122

صفحه 122

آری، «خدای من حتما دعاها را می‌شنود»؛ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ.

و باز به تقاضا و نیایش و دعا ادامه می‌دهد و عرض می‌کند: «پروردگارا! مرا بر پا کننده نماز قرار ده و از فرزندان من نیز چنین کن، ای خدای من»؛ رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی .... «پروردگارا دعای ما را بپذیر»؛ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ.

و آخرین تقاضا و دعای ابراهیم علیه السلام در اینجا این است که: «پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روزی که حساب بر پا می‌شود ببخش و بیامرز»؛ رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ.

نکته‌ها:

1- آیا مکه در آن زمان شهر بود؟

در آیات فوق دیدیم که ابراهیم علیه السلام یک بار عرض می‌کند: «خداوندا! من فرزندم را در یک سرزمین فاقد آب و آبادی و زراعت گذاشتم»، این مسلما اشاره به آغاز ورود او در سرزمین مکه است که در آن موقع نه آب بود و آبادی و نه خانه و ساکن خانه، تنها بقایای خانه خدا در آنجا به چشم می‌خورد و یک مشت کوه‌های خشک و بی آب و علف!

ولی می‌دانیم این تنها سفر ابراهیم علیه السلام به سرزمین مکه نبود، بلکه باز هم مکرر به این سرزمین مقدس گام نهاد، در حالی که مکه تدریجا شکل شهری را به خود می‌گرفت و قبیله جرهم در آنجا ساکن شده بودند و پیدایش چشمه زمزم آنجا را قابل سکونت ساخت.

به نظر می‌رسد که این دعاهای ابراهیم علیه السلام در یکی از این سفرها بوده و لذا می‌گوید:

«خداوندا! این شهر را محل أمن و أمان قرار ده».

اگر سخن از وادی غیر ذی ذرع می‌گوید، یا از گذشته خبر می‌دهد و خاطره نخستین سفرش را بازگو می‌نماید و یا اینکه اشاره به این است که سرزمین مکه حتی پس از شهر شدن، سرزمینی است غیر قابل زراعت که باید احتیاجاتش را از بیرون بیاورند، چرا که از نظر جغرافیایی در میان یک مشت کوه‌های خشک بسیار کم آب واقع شده است.

2- امنیت سرزمین مکه:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه