گلواژه‌های حج و عمره صفحه 105

صفحه 105

5

أ

بلال حبشی‌

پدر و مادر «بلال» (1) از کسانی بودند که از «حبشه» به حالت اسارت وارد جزیرة العرب شده بودند.

«بلال» که بعدها مؤذن رسول گرامی اسلام شد، غلام «امیَّة بن خَلَف» بود. امیّه از دشمنان سرسخت پیشوای بزرگ مسلمانان بود، وی برای انتقام، غلام تازه مسلمان خود را در ملاء عام شکنجه می‌داد و او را در گرم‌ترین روزها با بدن برهنه، روی ریگ‌های داغ می‌خوابانید (2) و سنگ بسیار بزرگ و داغی را روی سینه او می‌نهاد و با جمله زیر او را مورد خطاب قرار می‌داد: «دست از تو بر نمی‌دارم تا اینکه با این حال جان سپاری، و یا از اعتقاد به خدای محمّد برگردی و «لات و عزّی» را پرستش کنی.

ولی بلال در برابر آن همه شکنجه، گفتار او را با دو کلمه- که روشنگر پایه استقامت او بود- پاسخ می‌داد و می‌گفت: احد، احد. یعنی خدا یکی است.

استقامت این غلام، مورد اعجاب دیگران واقع گشت، حتی «ورقة بن نوفل» بر وضع رقّت بار او گریست و به «امیه» گفت: به خدا هرگاه او را با این وضع بکشید من قبر او را زیارتگاه خواهم ساخت.

گاهی امَیَّه شدت عمل بیشتری نشان می‌داد، طنابی بر گردن بلال می‌افکند و به دست بچه‌ها می‌داد تا او را در کوچه‌ها بگردانند.

در جنگ بدر نخستین جنگ اسلام، امَیَّه با فرزندش اسیر شدند، برخی از مسلمان‌ها به کشتن امَیَّه رأی نمی‌دادند. ولی بلال گفت: او پیشوای کفر است و باید کشته شود، و بر اثر اصرار او، پدر و پسر به کیفر اعمال ظالمانه خود رسیدند و هر دو کشته شدند. (3) بلال پس از پیامبر صلی الله علیه و آله

نکته جالب توجه، آن‌که بلال بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با اوضاع و احوالی که پیش آمد از صراط مستقیم منحرف نشد و هم‌چنان در راه حق و صواب استقامت نمود. روایت شده که بلال ابا کرد از

1- بلال بن رباح.

2- سیره ابن هشام، ج 1 و 2، ص 318

3- فروغ ابدیت، آیت‌اللَّه جعفر سبحانی، ج 1، ص 277.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه