گلواژه‌های حج و عمره صفحه 180

صفحه 180

حرف «ح»

حَجّ‌

معنای حجّ

«حجّ» در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی نمودن. و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم نمودن.

راغب اصفهانی می‌نویسد:

اصلُ الحَجّ: «القَصدُ لِلزّیارَة ... خُصَّ فی تَعارُفِ الشَّرع بِقَصدِ بَیتِ‌اللَّه تَعالی اقامَةً لِلنُّسکِ»، اصل حج یعنی، قصد زیارت کردن و در شرع نیز منظور قصد زیارت خانه خداست.

این واژه ده بار در قرآن تکرار شده است.

وجه تسمیه حجّ

«حج»، از ارکان اسلام است. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت (1)، کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده است. (2) از امام باقر علیه السلام سئوال شد:

«لِمَ سُمِّیَ الحَجُّ حَجَّاً؟ قال علیه السلام حَجَّ فُلانٌ ای افْلَحَ فُلانٌ» (3)

؛ چرا حج، حج نامیده شده؟ امام علیه السلام فرمود:

فلان شخص حج انجام داد، یعنی رستگارشد. حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.

در کتاب «معانی الاخبار» آمده است، قال علیه السلام: الحَجُّ، الفَلاحُ، یقال: حَجَّ فُلانٌ، ای افْلَحَ علیه السلام. (4)

حج، به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده، و حج در مورد او

1- کافی، ج 2، ص 18.

2- صهبای حج، ص 43.

3- علل الشرایع، ص 411، بحار، ج 96، ص 2.

4- معانی الاخبار، ص 170، بحار الانوار، ج 96، ص 2.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه