گلواژه‌های حج و عمره صفحه 581

صفحه 581

پنجاه اصطلاح در مورد حج‌

اذاخر: موضعی است نزدیک مکه و پیامبر صلی الله علیه و آله در عام الفتح از اذاخر داخل شد و به اعلی مکه فرود آمد و در آنجا قبه خویش را بر پا کرد.ارض الهجره: یکی از نام‌های مدینه است به معنای زمینی که هجرت در آن تحقق پیدا کرد.ارکان حج: اعمالی است که ترکش «عمدی یا سهوی» موجب بطلان حج است که عبارتند از:احرام، وقف در عرفات، وقوف در مشعر، طواف زیارت و سعی.ارکان عمره: اعمالی است که ترکش موجب بطلان عمره است که عبارتند از احرام، طواف و سعی.ارکان کعبه: چهار رکن(چهار زاویه، چهار گوشه) خانه خدا را می‌گویند و هر یک از این ارکان به نامی مشهور است.استنابه: در حج، یعنی نیابت به دیگری دادن که از جانب او حج کند.استووا: امام جماعت اهل سنت، قبل از تکبیر الاحرام با برگشت به سوی صفوف جماعت با صدای بلند با گفتن «استووا» یا «استقیموا» یا «اعتدلوا» فرمان منظم ساختن صف نماز را می‌دهند.اطراست: حرف رمزی است در اشاره به اعمال عمره تمتع که توسط شیخ بهایی وضع شد.ا/ احرام، ط/ طواف، ر/ رکعتین(دو رکعت نماز طواف)، س/ سعی، ت/ تقصیر.اعتمار: عمره به جای آوردن.افاضه از عرفات: کوچ کردن از عرفات و رفتن به مشعرالحرام، پس از غروب روز نهم ذی‌حجه.آو وارنحط رس طرمر: رمز حج تمتع است. حروف رمز در اشاره به اعمال حج که شیخ بهایی ترتیب داده است.ا/ احرام بستن و/ وقوف عرفات و/ وقوف مشعر الحرام ا/ افاضه(کوچ از مشعر به منی) ر/ رمی(جمره عقبه)، ن/ نحر(شتر یا ذبح گاو یا گوسفند یابز)، ح/ حلق(تراشیدن موی سر)، ط/ طواف(زیارت خانه خدا)، ر/ رکعتین(دو رکعت نماز طواف)، س/ سعی(بین صفا و مروه)، م/

-1

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه