حج گنجینه اسرار صفحه 151

صفحه 151

8. پرداختن دین (حقوق النّاس)

یکی از اموری که لازم است حج‌گزار، قبل از سفر انجام دهد، پرداختن دین و حقّ مردم است؛ زیرا نپرداختن حقوق دیگران از روی عمد، در حکم غصب کردن حقّ آنهاست، از این رو، شخص بدهکاری که قصد به جا آوردن حج را دارد، در قدم اوّل، باید خود را از زیر بار حقّ الناس رها و آزاد سازد.

«ابی تمامه» روایت کرده است خدمت امام نهم حضرت جواد الائمه(ع) شرفیاب شدم و عرض کردم: می‌خواهم در مکّه یا مدینه بمانم و مدیون هستم، شما چه می‌فرمایید؟ حضرت فرمود:

ارجِع فَأَدِّهِ الی مُؤَدّی دَینِک وَانظُر ان تَلقَی اللهَ عَزَّوَجلَّ وَ لَیسَ عَلیکَ دَینٌ، انَّ المُؤمِنَ لا یَخوُن. (1)

نزد طلبکار خود برگرد و بدهی خود را ادا کن و مواظب باش، خدا را در حالی ملاقات کنی که مدیون نباشی، همانا مؤمن خیانت نمی‌کند.

«عبدالرحمن بن سیابه» در روایتی می‌گوید: چون پدرم وفات نمود، مردی از دوستان او نزد من آمد و پس از تسلیت، گفت: «آیا پدرت برای شما مالی به جا گذاشته است؟» گفتم: «نه». سپس او کیسه‌ای که هزار درهم در آن بود، به من داد و گفت: «اینها را سرمایه خود، قرار بده». من خوشحال شدم و نزد مادرم رفتم و جریان را به او گفتم. در این میان، با یکی از دوستان دیگر پدرم ملاقات کردم و با مشورت او شغل پیراهن‌فروشی را انتخاب کردم و خداوند مرا از آن شغل، بهره فراوان داد. همان سال، آهنگ سفر حج نمودم. مادرم گفت: «هزار درهم دوست پدرت را ادا کن و بعد از آن حج را به جا آور». پس پول او را دادم و حج انجام دادم. پس از انجام مناسک حج، به مدینه رفتم و در جمع مردم خدمت امام صادق(ع) مشرّف شدم، در حالی که جمعیت زیادی در خدمت امام(ع) بودند. پس از آنکه مردم، پرسش‌های خود را مطرح کردند و جمعیت کم شد، به سوی من اشاره فرمود، نزدیک حضرت رفتم؛ پس به من فرمود: «آیا چیزی می‌خواهی؟» خود را معرفی کردم که عبدالرحمن فرزند سیابه هستم. حضرت از حال پدرم جویا شد. عرض


1- فروع الکافی، ج 5، ص 94.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه