- 2- سخن ناشر 1
- 1- پیشگفتار 1
- 3- جایگاه عبادت 1
- 5- نقش عبادت 3
- 6- چگونه عبادت کنیم؟ 5
- 7- آفات عبادت 7
- 8- راههای دوری از عجب و غرور 8
- 9- عبادت های باطل 12
- 10- عبّودیت نه عبادت 13
- 11- تداوم عبادت 14
- 12- فرصت عبادت نزد خداوند، محبوب ترین کارها، آنست که بیشتر دوام یابد، هر چند اندک باشد! 15
- 13- انگیزه های تغییر شکل عبادت 20
- 14- شرایط قبولی عبادات 21
- 15- نشان قبولی 25
- 16- تسلیم، بزرگترین فلسفه تکلیف 32
- 17- بهانه یا تحقیق؟ 33
- 18- اهمیّت نماز 36
- 19- نماز، از دیدگاه عقل و وجدان 37
- 20- چند سؤال و جواب 38
- 21- ترک نماز 39
- 22- سبک شمردن نماز 39
- 23- نمازهای مردود 40
- 24- نمازهای معصومین 41
- 25- نماز، پرواز روح 44
- 26- لباس و مکان نمازگزار 48
- 27- قبله 49
- 29- نیّت، ملاک ارزش 53
- 30- نمونه هایی از اخلاص 54
- 31- اخلاص در عبادت 55
- 32- آثار دنیوی نیّت 56
- 33- نیّت، به منزله عمل وقتی نیّت بر چیزی، قوی و استوار باشد، بدن احساس ضعف نمی کند. 58
- 34- راه نزدیک شدن به اخلاص 59
- 35- نیّت های سالم 63
- 36- دانشگاه حکمت 64
- 37- سوره حمد 73
- 38- صراط مستقیم، در روایات 79
- 39- سوره توحید 82
- 40- رکوع 84
- 41- سجود 85
- 42- معنای «سبحانَ اللّه» 89
- 43- قنوت 91
- 44- تشهّد 92
- 45- سلام 94
- 47- تعقیب نماز 97
- 48- نمازهای مستحب (نوافل) 100
- 49- نماز جماعت و... 103
- 50- اهمیّت نماز جماعت 103
- 51- آثار نماز جماعت 105
- 52- امام جماعت 107
- 53- نماز قضا 114
- 55- نماز جمعه 115
- 54- نمازهای دیگر 115
- 56- سیره اولیاء دین 117
- 57- نماز عید 118
- 58- نمازهای دیگر 128
1- 387) بحارالانوار، ج 82، ص 164.
2- 388) کان الصادق علیه السلام لایسجدُ الاّ علی تربهِ الحسین تذللا له» وسائل الشیعه، ج 3، ص 608.
3- 389) بحارالانوار، ج 103، ص 135. روایات مربوط به تربت امام حسین علیه السلام، از ص 106 تا ص 140 است.
آنانکه پندار باطلی دارند، حقّ خدا را نشناخته و او را حکیم ندانسته اند که چنین نسبتی می دهند: «وَمَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ
قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَی بَشَرٍ مِن شَیْ ءٍ»(393)
«معاد» بر اساس تسبیح است. بدون حیات جاویدان آخرت و بازگشت انسان ها برای محاسبه و پاداش و کیفر، زندگی و خلقت، عبث خواهد بود و حق انسان ها ادا نخواهد شد. خداوند، منزه است که آفرینش را بیهوده قرار دهد. و معادی در کار نباشد: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ»(394)
سبحان الله! خدا منزه از اینگونه بیهوده کاری است که سرنوشت انسان، این عصاره هستی را چنین پوچ و بی محتوا سازد.
«عشق به خدا»، بر اساس تسبیح است. زیرا او کمال مطلق و وجود بی عیب و نقص است. پس چرا به او محبّت نداشته باشیم؟
«رضای انسان»، بر این اساس است.
آن که از خدا راضی باشد، به کارهای او عیب نمی گیرد و با تمام وجود، او را تسبیح و تقدیس می کند.
«اطاعت»، بر مبنای تسبیح است.
انسان، مطیع وخاضع وبنده کسی می شود که او را معبود کامل و منزه از هر کاستی و زشتی و نقص بداند.
«توکّل»، بر مبنای تسبیح است. کسی بر خدا تکیه می کند که به قدرت و مهربانی او معتقد باشد و او را از هر جهل و ضعف و قساوت، منزّه بشمارد.
«تقوا» بر اساس تسبیح است. انسان متّقی، خدا را آگاه و دقیق و عادل و حسابگر می شناسد و جهان را محضر خدا می داند و او را از هر بیخبری و غفلت، پاک و منزّه می شناسد، از این رو از او پروا می کند و دست به گناه نمی آلاید.
پس... «تسبیح»، این کلمه مبارک و عمیق، یک دنیا مفهوم دارد و منزه دانستن خدا، اساس محبت و عشق و بندگی و توکل و تقوا و اطاعت و اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است. پس چون منزه است، شایسته ستایش و حمد است. از این رو در تسبیحات اربعه، بلافاصله پس از سبحان اللّه، الحمداللّه می گوییم.
قرآن خدا را منزّه از شریک می داند: «سُبْحَنَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ»(395) و منزه از آنچه توصیفش کنند و به خیال خود برای خدا وصف آورند: «فَسُبْحَنَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ»(396)
منزه از فقر و دست بسته بودن است: «سُبْحَنَهُ هُوَ الْغَنِیُّ»(397)
منزه است از آفرینش پوچ و بی هدف: «رَبّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَک»(398)