نماز و عبادت امام رضا علیه السلام صفحه 106

صفحه 106

گفتند: تو بخوان خادم هم متوجه شده به من امر كرد كه بخوان.

زيارتنامه را كه خواندم حالم منقلب گشت ديگر با كسي سخن نگفتم و رو به ضريح مطهر رفتم مردم هم برايم راه باز كردند، دست خود را به ضريح گرفتم و از شدت ناراحتي گفتم: سرم را به ضريح بزنم تا بميرم، يك باره به خودم آمدم كه بي‌احترامي كردم، لذا از حضرت معذرت خواستم كه مرا ببخشد و شروع كردم به گريه كردن، يك وقت متوجه شدم كه هيچ گونه كسالت و دردي در وجود من نيست، درد و ناراحتي قلب به كلي برطرف گشت، يكي از دوستاني كه از قم با كاروان ما آمده بود اما از قسمت پا فلج بود كه معمولا يكي از رفقا او را كول مي‌گرفتند و به حرم مي‌آورند، در بالا سر مبارك نشسته بود، و منتظر بود كه بيايند و او را ببرند، من در آن ساعت نزد او رفتم و گفتم بيا تا به مسافر خانه برويم.

گفت: بايد بيايند و مرا ببرند.

گفتم: خودم.

گفت: شما ناراحتي قلبي داري.

گفتم: من شفا گرفتم، لذا نشستم زمين و او را به دوش گفته و يك سره مسافر خانه آوردم و از پله بالا برده و در اطاقش او را زمين گذاردم.

عيالش با ديدن اين منظره صدا زد: فلاني! چرا ايشان را به زحمت انداختي، آخر او قلبش ناراحت است! او در جواب عيالش گفت: ايشان شفا گرفتند.

به طوري صحت يافتم كه وقتي به وطن برگشتم كارهاي سنگين و دشوار را به عهده مي‌گرفتم و هيچگاه احساس درد و ناراحتي نكردم،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه