نماز و عبادت امام رضا علیه السلام صفحه 111

صفحه 111

خود بر من گلستان كن، همان دم به كرم مجيب دعوة المضطرين (الدعاء) بندهاي آهن چون موم نرم گشت، و از آن آتش بلا به خاك جسم آب محبت زده، چون باد از آن ورطه خلاص شد كه به يك سر موي وي مضرت نرسيد. [210].

كرامات سيزدهم

موسي بن سيار مي‌گويد: همراه حضرت رضا عليه‌السلام بودم، همين كه نزديك ديوارهاي توس رسيديم صداي ناله و گريه‌اي شنيديم، من به جست و جوي آن رفتم، ناگهان ديدم جنازه‌اي را مي‌آورند؛ آن حضرت در حالي كه پاي از ركاب خالي كرده بود پياده شد و به طرف جنازه آمد و آن را بلند كرد و چنان بدان چسبيد همچون بچه‌اي كه به مادرش مي‌چسبيد آن‌گاه رو به من كرده، فرمود:

«من شيع جنازة ولي من اوليائنا خرج من ذنوبه كيوم ولدته امه لا ذنب له.»

هر كس جنازه‌اي از دوستان ما را تشييع كند، مثل روزي كه از مادر متولد شده:، گناهانش زدوده مي‌شود.

بالاخره جنازه را كنار قبر گذاشتند. امام عليه‌السلام مردم را به يك طرف كرد تا ميت را مشاهده نمود و دست خود را روي سينه‌اش گذاشت و فرمود: فلاني! تو را بشارت ميدهم كه بعد از اين ديگر ناراحتي نخواهي ديد.

عرض كردم: فدايت شوم؛ مگر اين مرد را مي‌شناسي؟ اينجا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه