نماز و عبادت امام رضا علیه السلام صفحه 114

صفحه 114

رفيقم كه پسر يعقوب سراج بود، در پي آن جناب رفتيم؛ هنگامي كه وارد بيابان شديم، ناگهان به آهواني برخورديم. آن حضرت به يكي از آن‌ها اشاره كرد، آهو فورا پيش آمد و در مقابل آن حضرت ايستاد. امام عليه‌السلام دستي به سر آهو كشيد و آن را به غلامش داد.

آهو به اضطراب افتاد كه به چراگاه بازگردد، آن حضرت سخني گفت كه ما نفهميديم. آهو آرام گرفت.

سپس رو به من كرده فرمود: باز ايمان نمي‌آوري؟

عرض كردم: چرا آقاي من! تو حجت خدايي بر مردم.

من از آنچه قبلا گفته بودم توبه كردم؛ آن‌گاه رو به آهو كرده و فرمود: برو! آهو اشك ريزان خود را به آن حضرت ماليد و به چرا رفت.

بعدا رو به من كرده، فرمود: مي‌داني چه گفت؟

گفتم خدا و پيامبرش بهتر مي‌دانند؛ آهو گفت: وقتي مرا نزد خود خواندي، به خدمت رسيدم و اميدوار شدم كه از گوشتم خواهي خورد، اما حال كه دستور رفتن مرا دادي، افسرده شدم. [217] [218].

شفاي يك نابينا

مرحوم محدث قمي (1292 - 1359 ق) در «فوائد الرضويه» از «ثاقب المناقب» نقل نموده كه مؤلف ثاقب گفته است:

از جمله امور و قضايائي كه ما خود مطلع شديم از حضرت رضا عليه‌السلام اين بود كه محمد بن علي نيشابوري هفده سال نابينا بود و هيچ چيز را نمي‌ديد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه