نماز و عبادت امام رضا علیه السلام صفحه 34

صفحه 34

نماز در قريه

ابوالحسن صائغ از قول عمويش نقل مي‌كند كه گفت: با حضرت رضا عليه‌السلام به سوي خراسان مي‌رفتيم، با او درباره‌ي كشتن رجاء بن ابي الضحاك مشورت كردم حضرت مرا نهي فرمود، فقال: تريد أن تقتل مؤمنة بنفس كافرة، فرمود: مي‌خواهي مؤمني را به خاطر كافري بكشي؟

چون به اهواز رسيديم فرمود: نيشكري براي من تهيه كنيد، بعضي از بي‌خردان آنجا گفتند: اين اعرابي و باديه‌نشين است نمي‌داند كه نيشكر در تابستان پيدا نمي‌شود! عرض كردند: اين فصل نيشكر پيدا نمي‌شود و مختص به زمستان است.

فرمود: بلي اطلبوه فانكم ستجدونه، طلب كنيد، تفحص نمائيد پيدا خواهيد كرد.

اسحاق بن ابراهيم گفت: به خدا قسم آقاي ما چيزي را كه يافت نشود طلب نمي‌فرمايد.

پس فرستادند به نواحي و اطراف، رعاياي اسحاق آمدند و گفتند: ما مقداري ذخيره كرده بوديم براي بذر بكاريم، تقديم نمودند، اين يكي از براهين آن حضرت بود در اين سفر.

حضرت به قريه‌اي رسيدند، شنيدم در حال سجده مي‌گفت: لك الحمد ان أطعتك، و لا حجة لي ان عصيتك، و لا صنع لي و لا لغيري في احسانك، و لا عذر لي ان أسأت، ما اصابني من حسنة فمنك يا كريم اغفر لمن في مشارق الارض و مغاربها من المؤمنين و المؤمنات.

راوي گفت: بيش از چند ماه پشت سرش نماز گزارديم در نمازهاي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه