منبر و محراب صفحه 125

صفحه 125

ص:134


1- وافی، ج 8، ص 767.
2- حجر: 46.
3- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ ع- إِذَا دَخَلَ الْوَقْتُ وَجَبَ الطَّهُورُ وَ الصَّلَاهُ وَ لَا صَلَاهَ إِلَّا بِطَهُورٍ (من لایحضره الفقیه،ج1،ص33).
4- در این زمینه کتب شهید مطهری و آشنا با روایاتی که در توحید شیخ صدوق است، فراوان کمک می کند.

طهارت اخلاقی به واسطه حسن خلق و دور کردن صفات رذیله از قلب است. در نماز، قلبی که در آن سوء ظن و کینه است و قلبی که مملو از محبت به دنیاست، نمی تواند حضور داشته باشد. (دنیا یعنی چسبیدن این انگشتر به دل من. اگر این انگشتر را وابسته به خدا ببینم می شود، آیت الهی است، نه دنیا. حب دنیا یعنی تعلق ورزیدن به ماده. آیه ندیدن ماده. این مانع ایجاد حضور قلب در نماز می شود). فلذا باید قلب را پاک کرد از حب دنیا. یعنی از حب نفس.

مهم ترین عاملی که مزاحم حضور قلب می شود، چیزهایی است که به جان شما و به قلب شما چسبیده باشد. راه تقلیل این حب نفس چیست؟ راه تقلیل این حب نفس این است که انسان دائماً متوجه باشد که همه چیز وابسته به اوست. "اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ"(1). در نماز این ذکر را فراوان بگوید: "أللّهُمّ ما بِنا مِن نِعمتٍ فَمِنک"(2). اگر به ذهنتان آمد که حافظه قوی ای دارید، سریع بگوید: "أللّهُمّ ما بِنا مِن نِعمتٍ فَمِنک"؛ خدایا این نعمت حافظه از تو است. اینجا دیگر محبت دنیا نیست، محبت به خداست "الهی، لاحول لی": خدایا! اصلا من حرکتی نمی کنم؛ "ولاقوه" قدرتی ندارم؛ "الا بقدرتک". این اولین بحث.

2. کسب حضور قلب

شرط دوم تحقق نماز حقیقی، حضور القلب است؛ "لاصلاهالا بحضور". هر دو روایت، از پیغمبرصلی الله علیه و اله در وسائل الشیعه، کتاب صلاه آمده است. حقیقت نماز محقق نمی شود، مگر به وسیله حضور قلب. حضور قلب یعنی حاکمیت خدا بر سرتاسر شخصیت انسانی. حضور قلب یعنی خدا بر قلب که محور شخصیت است، حاکم شود و از کانال قلب بر سرتاسر وجود حاکمیت پیدا کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه