- تفسیر امانت الهی 1
- عدم حضور در نماز، علّت عدم تأثیر آن 2
- کلامی از صاحب تفسیر المیزان در معرفی خداوند 3
- محافظت از گوسفندان ابوذر به وسیله شیر درّنده 3
- مؤمن و حفظ ارزشها و اعتقادات دینی 5
- عشق به ذکر خدا 6
- تواضع نمازگزاران حقیق 7
- نمازِ با روحِ آقا سید محمد باقر شفتی; 8
- ذکر مصیبت 9
- حضور قلب در نماز 11
- اشاره 11
- آراستگی برای نماز 12
- نمازخواندن کلاغی 12
- خطاب خداوند هنگام گفتن تکبیرۀالاحرام 14
- حضور قلب امام سجاد علیه السلام در نماز 14
- ملاک و معیار برای خوبی و بدی 15
- حیات مومن به ذکر خداست 15
- غلام امام سجاد علیه السلام و به استجابت رسیدن دعای او 16
- عبادت های شبانه اویس قَرَنی 16
- نماز، طلب خداوند از ما 19
- اشاره 19
- نماز امانت الهی 21
- اثر تارک نماز 21
- نماز زیباییی مؤمن 22
- داستان جوان عاشق و خانم گوهرشاد 23
- اشاره 25
- اهمیت نماز اوّل وقت 25
- خاطرهای از همسایه فرشفروش 27
- امام زادهها را واسطه فیض قرار بدهید 27
- برخی از عواقب تأخیر عمدی نماز 28
- ملاقات با امام زمان در نماز 30
- اهمّیت و عظمت شبها و سحرها 31
- اشاره 31
- چرا توفیق خواندن سحر خیزی نداریم؟ 32
- سحر خیزی پیامبر صلی الله علیه و آله 32
- سحر خیزی کلید موفقیت 34
- لقمه حرام مانع سحر خیزی 35
- تاکید پیامبر به سحر خیزی 37
- جلسه اول 39
- تعریف یک نماز خوب چیست؟ 39
- اشاره 39
- اهمیت نماز 39
- ذکر بهتر است یا فکر؟ 40
- رونق دادن نماز 41
- یک قاعده ی طلایی 41
- دو رکعت نماز مقبول امام علیه السلام 42
- نماز تنظیم کننده روح 42
- نمازِ خوب، تو را درست می کند 43
- ارزش نماز 44
- چیستی نماز 46
- احکام نماز، ادب آن است 46
- به اندازه نماز مایه بگذار 48
- یک تجربه شخصی 48
- مرحله اول یک نماز خوب 49
- نمازبخوان تا آدم شوی! 49
- راه جذب دیگران به نماز 51
- اشاره 51
- راه تبلیغ دین 51
- نماز خوب خواندن 53
- علّت سخت بودن دستورهای نظامی 53
- قدم اوّل در نماز خوب خواندن 53
- اهمیت عظمت داشتن خدا در دل انسان 54
- راه کسب عظمت و ابّهت خدا 55
- حذف قدرت خدا در عرفان های وارداتی 56
- عظمت و قدرت سبب محبّ 56
- خوف از خدا عامل برای اصلاح نفس 58
- خاطره ای زیبا از حاج شیخ مرتضی زاهد 59
- توسّل به اهل بیت علیهم السلام راه بهتر شدن نماز 60
- توجّه و دقّت بیشتر در سجده های نماز 60
- داستان ربیعۀ بن کعب 61
- اشاره 63
- فلسفه اول نماز 63
- شرط تأثیرگذاری نماز 64
- آداب زیارت 64
- اثرات نماز مؤدبانه خواندن 65
- دو نمونه از نمازگزاران با ادب 66
- نماز ملاکی برای انتخاب همسر 67
- نماز راه مبارزه با نفس 68
- فلسفه سوم: افزایش توان انسان در برخورد با مشکلات 70
- خاطره ی سخنرانی ما برای زندانیان 71
- خاطرهای از مقام معظم رهبری و حضور قلب 72
- هر اذانی یک پیغام خصوصیست برای تو 73
- عبادت مولد حال خوش 75
- اشاره 75
- اصلاح دیدگاهمان به نماز 76
- معنای ادب 76
- یهود و ادب 78
- مؤدبانه نماز خواندن یعنی چی؟ 79
- رفتار مؤدبانه یا دل خواهانه 79
- فایده ی ادب 80
- استاد اخلاق 81
- اشاره 81
- نماز مربّی انسان برای رسیدن به خدا 82
- سازندگی نماز 83
- رفتن به سمت خدا تخصّص خاصّی نمی خواهد 83
- مستقل باش! 84
- نماز متفکّرانه 85
- کجاست مثل مالک اشتر 85
- شجاعت مالک اشتر 85
- کمترین درجۀ اهل محبّت 86
- اشاره 87
- سحرخیزی 87
- دلایل شوق به سحرخیزی 88
- اهمیت دعای جوشن کبیر 88
- راه بالا بردن صبر بر عبادت 89
- معجزه انس 90
- اشاره 91
- سه برکت برای نمازگزار 91
- جلسه اول 91
- مانع تحقق این سه برکت 92
- نماز به وجود انسان برکت می دهد 94
- عمر با برکت فرزند ابوطلحه 94
- عمر بی برکت یکی از شاگردان مرحوم قاضی عراقی 95
- کتاب بابرکت علاّمه امینی رحمه الله 96
- نماز مایه آرامش حضرت رسول صلی الله علیه و آله 96
- انسان دو بُعدی 96
- نماز محبوبترین عمل نزد خدا 97
- اشاره 99
- نماز با حضور قلب 99
- راههای کسب حضور قلب 99
- چهار اثر حضور قلب در نماز 100
- عواقب عدم حضور قلب 101
- دو علّت اساسی حواس پرتی در نماز 102
- کلامی از امام خمینی رحمه الله در احترام به نماز 102
- دعای نماز، اثر احترام به او 102
- درمان حواس پرتی در نماز 103
- حقیقت نماز چیست؟ 105
- اشاره 105
- جلسه اول 105
- انسان موجودی دارای استعدادهای متنوّع 105
- نماز کلید شخصیت انسان 107
- هر بخشی از جهان مظهر یکی از صفات خدا 107
- شما کی نماز می خوانید؟ 110
- تعریف نماز 110
- هر بخشی از نماز مظهر یکی از اوصاف خدا 111
- سه اثر نماز از نگاه قرآن 112
- شهید مدرس شخصیتی ساخته شده با اقامه نماز 114
- یکی از علل نماز نخواندن برخی انسان ها 117
- حکومت عادلانه مقدمه اقامه نماز 117
- اشاره 117
- جایگاه عدالت اقتصادی در اقامه نماز 118
- فلسفۀ افعال و اذکار نماز 120
- راه مستحکم کردن نماز 120
- سه شرط اساسی برای تحقّق نماز حقیقی 124
- فلسفۀ تکبیرهای آخر نماز 124
- سجده 124
- نماز بزرگان 126
- علّت جهنّم رفتن برخی انسان ها؟ 129
- جلسه اول 129
- اشاره 129
- نماز، خاموش کننده جهنم درون 130
- برای فردا چه چیز فرستاده اید؟ 131
- خدافراموشی سبب خودفراموشی 132
- توسّل به حضرت زهرا سلام الله علیها 133
ص:26
1- مکاتیب الأئمه علیهم السلام، ج 1، ص141 و فی حلیه الأولیاء عن أصبغ بن زَیْد: کان اویس القرنی إذا أمسی یقول: هذه لیله الرُّکوع، فیرکع حتَّی یُصبِح. و کان یقول إذا أمسی: هذه لیله السُّجود، فیسجد حتَّی یُصبح.و کان إذا أمسی تصدّق بما فی بیته من الفضل من الطَّعام و الثِّیاب، ثمّ یقول:اللهمّ من مات جوعاً فلا تؤاخذنی به، و من مات عریاناً فلا تؤاخذنی به.
2- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، انتشارات جاویدان علمی، مجلد کامل، ص239.
3- از سعید بن مسیّب روایت شده که گفت: قحطی عمومی مردم را فرا گرفت، من چشم خود را گشودم، غلام سیاهی را بالای تپه ای تنها دیدم، بطرف او روان شدم، دیدم لبهای خود را حرکت میدهد، هنوز دعای او تمام نشده بود که ابری آمد، چون آن ابر را دید خوش حال شد و برگشت، بقدری باران آمد که ما گمان کردیم غرق خواهیم شد. من بدنبال آن غلام رفتم تا اینکه دیدم داخل خانه علی بن الحسین علیهما السّلام شد. من نیز در خانه علی بن الحسین داخل شدم، عرض کردم:ای آقای من آیا در خانه شما غلام سیاهی است که او را بمن بفروشی و مرا ممنون نمائی؟ فرمود: ای سعید چرا آن غلام بتو بخشیده نشود؟، بسرپرست غلامان خود دستور داد تا کلیه غلام هائی را که در خانه آن حضرت بودند بمن عرضه کرد، ولی من آن غلام سیاه را در بین آنان ندیدم، گفتم: من آن غلام سیاه را ندیدم، سرپرست غلامان آن حضرت گفت: غیر از فلان غلام که نگهبان است کسی نیست، گفتم: او را بیاور! چون او را آورد دیدم همان غلام سیاهی است که من میخواستم به علی بن الحسین عرض کردم: این همان غلام سیاهی است که من میخواهم، فرمود: ای غلام! سعید مالک تو شد، با او برو، غلام سیاه بمن گفت: چه باعث شد که تو بین من و مولای من جدائی انداختی؟! گفتم: آن معجزه ای که من بالای تپه از تو دیدم، ناگاه آن غلام دست خود را با تضرع و زاری بطرف آسمان بلند کرد و گفت: ای خدا اگر ما بین من و تو رازی بوده که آن را فاش کردی الآن مرا قبض روح کن. علی بن الحسین علیهما السّلام گریه کرد و آن اشخاصی که در حضور آن حضرت بودند نیز گریه کردند، منهم با چشم اشکبار خارج شدم، همین که بمنزل خود رسیدم قاصد زین العابدین آمد که اگر میخواهی از آن غلام سیاه تشییع جنازه نمائی فعلا موقعیت دارد، من با آن قاصد حرکت کردم و آن غلام را مرده دیدم. ( ترجمه إثبات الوصیه،ص 328).
غلامی سیاه و مریض حالی که به سختی خودش را می کشید آمد تو صحرا تیمم کرد دو رکعت نماز خواند صورتش را گذاشت رو خاک شروع کرد گریه کردن، گفت: به عزت و جلالت قسم صورت سیاهم را از در خانه ات بر نمی دارم مگر اینکه باران رحمتت را نازل کنی. حرف این غلام سیاه تمام نشده بود باران رحمت نازل شد. غلام راه افتاد سعید بن مصیب می گوید: من هم دنبالش راه افتادم تو کوچه های مدینه تعقیبش کردم تا اینکه رفت به خانه حضرت علی بن الحسین علیه السلام ، غلام زین العابدین بود. دیدم ربطی به خانه ی ولایت دارد. هر کسی هر چه دارد از اینجا دارد. " اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ".(1)
سعید بن مصیب می گوید: رفتم خدمت زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام عرض کردم آقا آمدم یکی از غلامانت را بخرم. از این جمله ی من آقا ناراحت شدند و گفتند: سعید بن مصیب من پسر فاطمه هستم بگو به تو ببخشم، بخرم یعنی چه! غلامان ما صف بکشند! غلام ها صف کشیدند. دیدم آن کسی که من می خواهم بین آنها نیست. گفتم: آقا کسی که من می خواهم نیست. فرمودند: کسی هم هست که باقی مانده و نیامده باشد؟ گفتند: آقا بله غلامی که مسئول اسب ها و حیوانات است مریض است و نیامده. فرمودند: بگویید بیاد. آمد دیدم خودش است. آقا فرمودند: غلام، من تو را به سعید بن مصیب بخشیدم. تا این جمله را فرمودند یک مرتبه اشکاهای غلام سرازیر شد. برگشت یک نگاهی به من کرد و گفت: سعید چرا می خواهی من را از مولایم جدا کنی؟ گفتم: برای عمل تو در بیابان. تو دعا کردی خدا حرفت را خرید؛ دلم می خواهد تو مال من باشی. غلام سر به سوی آسمان کرد شروع کرد گریه کردن و گفت:خدایا! کسی نمی دانست که این غلام سیاه هم پیش تو آبرو دارد، حالا که سر من فاش شد من را از این عالم ببر. سعید می گوید دلم سوخت گفتم: بمان جای خوبی است در خانه ی پسر فاطمه من هم جای تو بودم در خانه ی عزیز زهرا را رها نمی کردم جای دیگری بروم. از خیرت گذشتم. خداحافظی کردم از خانه حضرت بیرون آمدم نزدیک خانه ام که رسیدم دیدم از پشت سر یکی صدایم