منبر و محراب صفحه 35

صفحه 35

ص:44


1- اخلاق در خانه ،آیت الله مظاهری، ج2، ص184.

نماز شب دیدم که نیاز به آب دارم برای غسل جنابت. ماندن در جنابت پلیدی می آورد. رفتم در حمام را زدم، حمامی در را باز کرد و گفت: آقا زود آمدی. گفتم دو برابر پول آب به تو می دهم در را باز کن، می خواهم غسل کنم تا از عبادتم نمانم. گفت: نه نمی شود. نمی دانستم توی این همیانه چقدر پول است. گفتم چهار برابر گفت باز نمی کنم. گفتم راستش یک تاجری یک همیان پول برایم هدیه آورده این را به تو می دهم از پشت در بگیر اگر دیدی پول قابلی است این در را بازکن. نمی خواهم نافله ی شبم از دستم برود. همیان را باز کرد دید پول قابلی است. در را بر من گشود و گفت بیا تو. غسل کردم و رفتم حرم مولا امیرالمؤمنین و سریع نافله ی شبم را خواندم. از فردای آن روز دیدم هر چه استاد می گوید من بلدم.

لقمه حرام مانع سحر خیزی

در حالات مرحوم علامه قزوینی می نویسند: در مهمانی نان داغی گذاشتن جلوی علامه و به ایشان گفتند: این را برای شما پختند. یک لقمه گذاشت در دهانش و نشست عقب و فرمود: من نمی خورم. گفتند: چرا؟ گفت: آن زنی که این نان را به تنور زده پاک نبوده. من پلیدی آن را در این لقمه ی نان حس کردم. چه کسانی بودند اینها! حالا بهضی از مردم آنقدر حرام می خورند که اگر حلال بخورند مریض می شوند! مثل همانی که مولوی نقل می کند:(1) که یک کناسی که مستراح را خالی می کنند، رفت به بازار عطاری.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه