منبر و محراب صفحه 59

صفحه 59

ص:68


1- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ تَعَالَی مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَ لَمْ یُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ وَ لَمْ یَدْعُنِی فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّی وَ دَعَا وَ لَمْ أُجِبْهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَاف (ارشاد القلوب،ج1،ص94).
2- جَمَاعَهٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَهَ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ کُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلَاهِ یُطْرَحُ مِنْهَا غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُتِمُّ بِالنَّوَافِلِ إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاهُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا إِنَّ الصَّلَاهَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَی صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَهٌ تَقُولُ حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَی صَاحِبِهَا وَ هِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَهٌ تَقُولُ ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّهُ (الکافی،الإسلامیه،ج 3،ص268).
3- عن النبی :اذا فرغ العبد من الصلاه و لم یشتغل بالدعاء یقول الله سبحانه و تعالی یا ملائکتی انظروا الی عبدی ادی فرضی و لم یسأل منی حاجه، خذوا صلاته و اضربوا بها علی وجهه (منهاج النجاح فی ترجمه مفتاح الفلاح ، ص105).

مهر خودش را در دل بنده اش خواهد گذاشت، شروع می کند خدا نوازش کردن. رابطه عاشقانه با خدا، کلیدش در خوف است، "لایصلحه الا الخوف"(1) در روایت فرمود: مؤمن را چیزی جز خوف از خدا اصلاح نمی کند.

آقای من نسبت به هر کسی ادب رعایت کنی، اُبهّتش به دلت می نشیند. دوست نداری اُبهّت خدا به دلت بنشیند؟

کسی که می گوید نمی توانم گناه را ترک کنم؟ می گویم به خاطر خدا ترک کن. می گوید به خاطر خدا هم نمی توانم ترک کنم؛ خداوند در دلش عظیم نیست. مگر نفرمود: "إن الصّلاه تنهی عن الفَحشاء و المنکر"(2). اگر در نماز حساب بردی از خدا، عظمت خدا در دلت بالا می رود آن وقت دیگر لازم نیست خداوند سرت داد بزند، اینجوری باید بندگی کرد. اینکه آدم با اکراه بخواهد با نفس مبارزه کند، فایده ندارد! خدا می فرماید چرا خودت را داری می کشی که دو دقیقه می خواهی به سمت من بیایی؟ برو! برو راحت باش. خدا می فرماید: بعضی از بنده هایم آنقدر سرشان را شلوغ می کنم که وقت نکنند بیایند در خانه ی من. راحت!

خاطره ای زیبا از حاج شیخ مرتضی زاهد

حاج شیخ مرتضی زاهد تهرانی می گفتند: نیمه شب ها از چهار گوشه ی اتاقم می شنوم به من می گویند "مرتضی". بیدارم می کنن برای نماز شب. [خدا هم دل دارد دیگر دلش تنگ شده برای مناجات مرتضای نازنین خودش، می گوید: آقا مرتضی بلند شو!] جالب است من به شما عرض بکنم ایشان می فرمودند که بعضی شب ها دقت کردم به من می گویند آقا مرتضی بعضی شب ها می گویند مرتضی. با خودم گفتم چرا بعضی وقت ها با آقا صدایم می کنند یک ذره احترام می گذارند؛ امّا بعضی وقت ها زیاد تحویل نمی گیرند؛ یعنی همان مرتضی می گویند؟ دقت کردم دیدم آن روزهایی که بیشتر مراقب هستم شبش می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه