منبر و محراب صفحه 6

صفحه 6

ص:15


1- جامع الأخبار، ص185.
2- سیدحسین رضوی معروف به غبار همدانی

برای من قائلند و احترام خاصی به من می گذارند؛ به علت اینکه من اعتقادات دینی خودم را در یک کشور یک میلیارد و سیصد میلیون نفر کمونیست، حفظ می کنم. حتی قراردادی که با من می بندند چند سنت ارزان تر می دهند.

حالا من چون با خدا مأنوس نیستم رفتم سر کلاس زود خودم را می بازم. چرا؟ مگر عاشق از معشوق خود دست می کشد که تو از محبوب خود دست می کشی؟

عشق به ذکر خدا

ابراهیم خلیل الرحمان داشت گوسفندانش را می چراند که هاتف غیبی ندا داد: "سبوح قدوس ربنا و رب الملائکۀ و الروح"(1). یک مرتبه ابراهیم رنگش پرید و گفت: صاحب صدا که هستی نام محبوب مرا بردی یک بار دیگر اگر نام او را ببری یک سوم گوسفندانم را به تو می دهم. صدا بلند شد: "سبوح قدوس ربنا و رب الملائکۀ و الروح". گفت: نصف گوسفندانم را به تو می دهم یک بار دیگر نامش را ببر. بار دیگر صدا بلند شد. گفت: اگر یک بار دیگر نامش را ببری هر چه دارم مال تو. باز صدا به همان ذکر بلند شد. گفت: همه ی زندگی ام مال تو، همه ی گوسفندانم مال تو. پرده ها رفت کنار دید جبرئیل امین است. گفت: خدا به من گفت برو ابراهیم را امتحانش کن، ببین ما به او گوسفند دادیم، دلش پیش گوسفندهایش است یا دلش پیش ماست. به قول صائب تبریزی:

از پریدن های رنگ و وز تپیدن های دل

عاشق بیچاره هر جا هست رسوا می شود

محبت ولو محبت مجازی هم باشد علامت دارد، تا اسم محبوب را می شنود منقلب می شود.

بوعلی را آوردند بالا سر یک مریض جوان. حالش خراب بود. بوعلی گفت: من الان مشکلش را حل می کنم. نبض او را گرفت در دستش و گفت: اسم محله های همدان را ببرید. فلان محل فلان، محل فلان، تا اسم یک محله ای را بردند ضربان بالا رفت. گفت: اسم کوچه های آن محل را ببرید. کوچه اول، کوچه دوم، کوچه سوم، اسم یک کوچه ای را بردند، ضربان شدید شد. گفت: اسم خانه های آن کوچه را ببرید. خانه حاج محمد تقی، حاج محمدهادی یکی یکی اسم بردند تا اسم یک خانه را که بردند ضربان شدت گرفت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه