ص:80
1- . معارج:20.
2- طه: 12.
من است. من الان عبدم، من الان مأمورم بگویم "بسم الله الرحمن الرحیم"، مأمورم بگویم "الحمدلله رب العالمین"، دستور دارم بگویم "الرّحمنِ الرّحیم"، فرمان داده شده است به من الان بگویم "مالک یوم الدین"، من الان چیزی نیستم جز اینکه کسی هستم که باید بگویم "إیاک نعبد و إیاک نستعین". بعد از نماز می بینی زنگ می زنند می گویند مشکلت حل شد. بعد از نماز یا تو بزرگ می شوی دیگر ناله نمی زنی از مشکلت، یا مشکلت کوچک می شود و دیگر ناله زدن ندارد. فقط به احترام این که دو دقیقه سر نماز، ادب باطنی نماز را آغاز کردی.
خاطره ی سخنرانی ما برای زندانیان
خدمت زندانیان محترم رسیدم در یکی از زندان های کشور. می خواستم صحبت کنم دیدم همه دمق ما را نگاه می کنند. حقشان هم هست. لابد با خودشان می گویند: حاج آقا تو صبحانه ات را پیش زن و بچه ات خوردی آمدی اینجا نمی دانی ما گرفتاریم، یکی پای اعدام است، یکی برای چِکش است، یکی خانواده اش مریض است، هزار گرفتاری، حالا صحبت تو را گوش بدهیم که چه؟ سیر از گرسنه که خبر ندارد؟
دیدم دل نمی دهند. گفتم:"می شود پنج دقیقه سرِ نماز یادتان برود در زندانید، بابا هستید، مقروضید، خانمتان مریض است، می خواهید اعدام بشوید؟ نترسید، مشکلاتتان هیچ تغییری نمی کند. پنج دقیقه سرِ نماز بگو من فقط عبدم نه پدرم، نه مقروضم، نه زندانیم، نه مریضم، نه گرفتارم، هیچی نیستم؛ فقط عبدم. بعد از نماز برگرد بگو حالا هر چه بودی باش.
یک نفر آمد پیش آقا امام رضا علیه السلام عرضه داشت: "آقا! مدتی است دعا می کنم مستجاب نمی شود، شما فکری برای من بردارید. آقا فرمود: من ضمانت کنم دعایت مستجاب می شود؟ عرضه داشت: آقا جان خیالم راحت می شود. آقا امام رضا علیه السلام فرمودند: خدای رضا ضمانت کرده مستجاب می کند قبول نمی کنی، می خواهی حرف من را برای ضمانت برداری؟ فرموده: "ادْعُونی أسْتَجِبْ لَکُمْ"؛(1)خدا ضمانت کرده است برای اهل تقوا گره گشایی می کند.(2) چه تقوایی بالاتر از نماز خواندن که دستور اولِ خداست."