منبر و محراب صفحه 77

صفحه 77

ص:86

خیر، مؤدب است. می گوید: برای من خیلی هم مهم نیست حال شما خوب باشد یا نباشد؛ امّا چون مؤدب هستم ادب به من اقتضا می کند به تو احترام بگذارم و حالت را بپرسم.

ادب جایی که محبت نباشد، انسان را وادار به محبت می کند. ادب به انسان می گوید که این رفتار را انجام بده نه از روی محبت یا نیاز؛ بلکه از روی ادب، ولو حوصله نداشته باشی.

می گویند هیچ کس خمیازه حضرت امام را ندیده است. آدم مؤدب به حوصله خودش نگاه نمی کند به دیگران نگاه می کند، به شرایط و اطراف خودش نگاه نمی کند. نمی گوید چون من حوصله ندارم همه بروند بمیرند!

شما هر حالی داری مربوط به خودت است. مؤمن صفتش این است.

مؤمن غم و غصه اش در دلش است و لبخندش روی لبش.(1) چون ادب اقتضا می کند من این رفتار را انجام بدهم، انجام می دهم.

صدا و سیمای و رسانه ها به بچه های مردم ادب یاد بدهد. احترام به والدین را یاد بدهند، به پسر بگوید اگر می خواهد با پدرش راه برود زیاد عقب نماند که پدر بخواهد برگردد بگوید: پسرم بیا. از بابا جلو نیفتد، پدر بگوید: پسرم وایستا بگذار من هم برسم از نفس افتادم، همراه پدر راه نرود که بگوید من هم اندازه ی تو شدم. پسر بخواهد با پدر راه برود یک قدم عقب تر راه برود؛ یعنی من دنباله رو تو هستم، من غلام توهستم. این ادب است.

با آن که امام زین العابدین علیه السلام از هر کس نسبت به مادر خود بیشتر احسان می نمود و به نیکی با مادرش رفتار می کرد، ولی اغلب از خوردن غذا با وی امتناع می کرد و وقتی علت را جویا شدند و به وی گفتند: شما که از هر کس بیشتر به مادر خود عشق می ورزید و به وی نیکی می کنید، چرا از غذاخوردن با او خودداری می کنید؟ حضرت در پاسخ فرمود: من به خاطر ادب و احترام مادرم با آن بزرگوار غذا نمی خورم؛ زیرا بیم آن دارم که به لقمه ای دست برم که مادرم زودتر متوجه او شده و قصد خوردن آن را داشته باشد و من با این کار عاق والدین گردم (2)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه