منبر و محراب صفحه 81

صفحه 81

ص:90


1- .عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج 1، ص322 و قال ص أما یخاف الذی یحول وجهه فی الصلاه أن یحول الله وجهه وجه حمار.
2- الأمالی (للطوسی) ، النص ، ص538.
3- الزهد، النص، ص103أبی عبد الله ع قال: إن فی جهنم لوادیا للمتکبرین یقال له سقر شکا إلی الله شده حره و سأله أن یأذن له أن یتنفس فأذن له فتنفس فأحرق جهنم.
4- .  تحف العقول، النص، ص396الحکمه تعمر فی قلب المتواضع و لا تعمر فی قلب المتکبر الجبار.

جلسه پنجم

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد اخلاق

ما بزرگ ترین استاد اخلاق و بزرگ ترین مربّی معنوی را همیشه همراه خودمان داریم؛ امّا قدر نمی دانیم. آقای بازاری ای خدمت آقای رجبعلی خیاط رسید و گفت: گره افتاده به کارم چه کنم؟ اوضاعم به هم ریخته. ایشان نگاه می کنند به این آقای بازاری تاجر و می گویند: شما چند سال قبل ارثیه ی پدرتان را که تقسیم می کردید، حق خواهرتان را کامل نداید، به این دلیل گره افتاده به کارتان، بروید خواهرتان را راضی کنید.

می آید پیش خواهر، می گوید: خواهر! تو چرا وقتی از تقسیم ارث راضی نبودی چیزی به ما نگفتی. خواهر هم محبّت به برادر دارد با اینکه ته دلش راضی نیست اعلام می کند: نه، عزیزم! شما بالأخره برادر ما هستید، پول پیش شما باشد انگار پیش ماست. برادر تاجر می گوید: نه خواهرِ من، شما باید راضی بشوید، حق شما در اموال ماست و الّا من گرفتاری سنگین پیدا می کنم. به پول آن زمان که این خاطره نوشته شده، صد هزار تومان به خواهر می دهد، خواهر خیلی خوشحال، تشکر می کند. آقای تاجر می آید پیش آقای رجبعلی خیاط، آقای رجبعلی خیاط عرضه می دارند: نخیر، ته دل خواهرت هنوز راضی نشده و خواهرت هنوز در اموال تو احساس حق می کند و این حق هم وجود دارد. باید بروی دوباره راضیش کنی. دومین و سومین بار مجبور می شود بیاد پیش خواهر، سیصد هزار تومان می دهد. خواهر راضی که می شود، آقای رجبعلی خیاط با چشم بصیرتی که دارد نگاه می کند به آقای بازاری تاجر و می فرماید که: خب مشکلت حل شد از فردا گره هایت باز می شود.(1) چقدر خوب است آدم یک استاد داشته باشد، دردهای آدم را بشناسد و تشخیص بدهد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه