- مقدمه 1
- محبت 5
- انواع محبت 7
- محبت الهی 9
- رسیدن به محبت الهی 11
- علایم محبت الهی 13
- محبت و رضا 16
- حضرت ابراهیم علیه السلام خلیلِ الهی 19
- محبت الهی از دیدگاه امام سجاد« علیه السلام » 23
- مناجات شبانگاهی 26
- مویه سحری 29
- نافله شب از نظر قرآن 31
- سفارش به نماز شب در روایات 33
- اثرات نماز شب 34
- اثرات ترک نماز شب 37
- اشاره 39
- 1 - الف - سوره آل عمران آیه 17 40
- 1 - ب - سوره آل عمران آیه 113 42
- 2 - سوره الاسراء، آیه 79 43
- 3 - سوره الفرقان، آیه 64 45
- 4 - سوره السجده - آیه 16 46
- 5 - سوره الذاریات آیات 17 و 18 49
- 6 _ سوره الطور _ آیات 48 و 49 50
- 7 _ سوره المزمل آیات 1 تا 6 51
- 8_ سوره الدّهر آیه 26 : 54
- اشاره 56
- نماز شب و شب زنده داری 57
- آثار نماز شب در دنیا 62
- آثار نماز شب در قیامت 66
- آثار نماز شب در قبر و برزخ 66
- سحر، وقت استجابت دعا 68
- استغفار در سحرگاهان 71
- دعا کردن به چهل مومن 72
- پاداش نماز شب 72
- نماز شب، خلوت با معشوق 73
- نماز شب بی روح 74
- علت محرومیت از نماز شب و نتیجه آن 75
- وقت نماز شب و اقامه آن در اول شب 76
- قضای نماز شب: 77
- نزول ملائکه به آسمان دنیا 78
- استغفار در سحرگاهان 79
- نتایج ترک نماز شب 80
- رکعات نماز شفع و وتر و نافله شب 81
- سفارش به اقامه وتر 81
- دو رکعت نماز سبک قبل از نماز شب 81
- سوره هایی که در نماز شب خوانده می شود 82
- بلند خواندن نماز شب 83
- توصیف علی علیه السلام و شب زنده داری آن حضرت 83
- مقدمه 89
- حضرت خاتم الانبیاء؛ محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم 91
- حضرت امام علی علیه السلام 92
- حضرت امام حسین علیه السلام 95
- حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام 95
- حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام 100
- حضرت امام باقر و امام صادق علیهماالسلام 100
- حضرت امام رضا علیه السلام 101
- حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام 102
- حضرت فاطمه علیهاالسلام و حضرت زینب علیهاالسلام 104
- حسین بن زیدبن علی علیه السلام 105
- ملامحمد اشرفی(ره) 105
- شهید ثالث(ره) 106
- والد مرحوم میرزامحمدتنکابنی(ره) 106
- مرحوم شفتی(ره) 107
- آقا سیداسدالله(ره) 107
- مرحوم کاشف الغطاء(ره) 108
- ملا عبدالله یزدی(ره) 109
- مرحوم میرزاعلی آقا شیرازی(ره) 109
- علامه مجلسی(ره) 110
- میرزا حسین نوری(ره) 110
- شیخ عباس قمی(ره) 110
- مرحوم قاضی طباطبائی (ره) 111
- ملاهادی سبزواری (ره) 111
- آیه اللّه سیّد محمدباقر درچه ای(ره) 111
- مرحوم علامه محمد حسین طباطبایی (ره) 112
- مرحوم ملا عباس تربتی (ره) 112
- ملا قربانعلی زنجانی (ره) 113
- مرحوم حاج سید هاشم موسوی حداد (ره) 115
- آیت الله العظمی حاج سید عبدالله شیرازی(ره) 117
- آخوند مجاهد بافقی(ره) 118
- آیت الله جلال الدین علامه حائری(ره) 118
- میرزا جواد ملکی تبریزی(ره) 119
- آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) 119
- شیخ محمد حسین مطهری(ره) 120
- استاد مرتضی مطهری(ره) 121
- شهید قدوسی(ره) 123
- علامه حسن زاده آملی (دام ظله العالی) 124
- شهید مصطفی خمینی (ره) 126
- امام خمینی (قدس سره الشریف) 127
- مقدمه 130
- نماز شب 131
- توضیح 132
- دستورنماز شب 132
نتوانستم نماز را تمام کنم. بی اختیار نشستم و گریه کردم؛ و تا من زنده هستم این مطلب را ابراز نکنید که من از شما راضی نیستم. مجملاً آن مرحوم مناجات خمسه عشر را همیشه در قنوت نماز وتر می خواند و در نماز چنان خضوع و خشوع داشته که در ابناء روزگار این قسم نماز به نظر این تبه روزگار نرسیده...»(1).
آقا سیداسدالله(ره)
در احوالات آقا سیداسدالله فرزند آقا سید محمدباقر از شاگردان آقا سیدابراهیم و شیخ محمدحسن و شیخ مرتضی آمده است: «و عادت موروثه از اسلاف و اشراف و آباء و اجدادش این که هر شب از نصف تا صبح در امکنه خالیه فارغه به دعا و مناجات و گریه و عبادت تا به صبح اشتغال دارد و در اِبکاء از خوف حضرت قهّار مانندی برای او نیست»(2).
مرحوم شفتی(ره)
در احوالات حجه الاسلام حاجی سیدمحمدباقر موسوی شفتی آمده است: «عبادت این بزرگوار به نحوی بود که از نصف شب تا صبح به گریه و زاری و تضرّع اشتغال داشته و در صحن کتابخانه اش مانند دیوانگان می گردید و دعا و مناجات می خواند و بر سر و سینه اش می زد تا صبح و چنان بی اختیار حزین و انین آن سرور دین بلند می شد که اگر همسایگان بیدار می بودند، می شنیدند و در اواخر زندگانی آن قدر گریسته بود و به «های های» ناله و بی قراری و گریه و زاری کرده بود که او را باد فتق عارض شده بود».
صاحب قصص العلماء می گوید: «و در سالی مؤلف کتاب به زیارت امام ثامن علیه السلام مشرف شدم. در اثناء طریق حاجی سلیمان خان قاجار (حاکم سبزوار) مصاحب ما شده بود و تازه حکومت گرفته، به سبزوار می رفت. شبها که به راه می افتادیم با یکدیگر صحبت می داشتیم تا زمانی حکایت از مرحوم حاجی سید محمدباقر شد. حاجی سلیمان خان گفت که بلی از شاهزادگان در اصفهان توطن داشت و او برایم حکایت کرد که مرا کنیزی بود؛ فرار کرد و در خانه مرحوم حجه الاسلام رفت. بعد از چند وقتی آن بزرگوار آن کنیز را به خانه من روانه کرد و رقعه ای به من نوشت که کنیز را اگر تقصیری است به من بخشیده باشید و بعدها به ملازمان و خادمان خانه سفارش داشته باشید که با او به نهج خوش
1- 1_ قصص العلماء ص 73
2- 2_ قصص العلماء ص 123