سیمای متهجدین صفحه 109

صفحه 109

نمایید»(1).

گویند: «روزی کاشف الغطاء(ره) در ایام جوانی در نزد استادش علامه میرزاحسین نوری(ره) زانو زده بود. به او گفت: رطوبت جوانی در جان من رسوخ کرده و مرا از برخاستن برای نماز شب سنگین نموده است. از این رو در برخی شبها نماز شب از دستم می رود. استاد فریاد بر آورد: چرا؟ چرا؟ برخیز! برخیز! مرحوم کاشف الغطاء(ره) پس از سالها که از رحلت استادش می گذرد از آن سرزنش استاد یاد می کند و می گوید: صدای استاد مرحومم، هر شب پیش از سحر مرا برای نماز شب بیدار می کند(2)».

ملا عبدالله یزدی(ره)

در احوالات «ملاعبدالله یزدی» آمده که «از جمله کرامات آخوند ملا عبدالله یزدی این که در وقتی وارد اصفهان شد چون قدری از شب گذشت آخوند به توجه باطن، نظری به شهر اصفهان نموده پس به ملازمانش فرمود که احمال و اثقال ها را بار کنید تا از این شهر به تعجیل بیرون رویم؛ زیرا که چندین هزار بساط شراب می بینم که در این شهر چیده شده. خدای تعالی عذابی نازل کند و ما هم سوخته شویم. پس ملازمان احمال و اثقال را جمع نمودند و ملاعبدالله سوار شده؛ هنوز بیرون شهر نرسیده بود که وقت سحر در رسید. آخوند دوباره توجه نظر به شهر اصفهان نموده پس به ملازمان فرمود که برگردید؛ زیرا که چندین هزار سجاده را می بینم که پهن شده و نماز شب می خوانند و این جبیره او را می نماید. پس به منزلی که در شهر داشت مراجعت نمود.»(3)

مرحوم میرزاعلی آقا شیرازی(ره)

استاد شهید مرتضی مطهری(ره) درباره استاد خود چنین می گوید: «یادی از استاد خودم، عالم جلیل القدر مرحوم آقای حاج میرزا علی آقا شیرازی (اعلی الله مقامه) که از بزرگ ترین مردانی بود که من در عمر خود دیده ام و به راستی نمونه ای از زهاد و عباد و اهل یقین و یادگای از سلف صالح بود که در تاریخ خوانده ایم. از امام جماعت پرهیز داشت. سالی در ماه مبارک رمضان با اصرار زیاد او را وادار کردند که این یک ماهه در مدرسه صدر اقامه جماعت کنند. جمعیت بی سابقه ای برای اقتدا شرکت می کردند،


1- 1_ قصص العلماء ص 184
2- 2_ قصص العلماء 184
3- 3_ قصص العلماء ص 249
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه