سیمای متهجدین صفحه 18

صفحه 18

تشریفات خاصّی به سوی بهشت می برند و چون فرشته مرگ بر او فرود آید، او را خوش آمد می گوید و می گوید: خوشا به حالت و خوشا به حالت که همانا خدای تعالی به تو مشتاق است. بدان ای ولی خدا، که درهایی که عمل تو از آنها بالا می رفت بر تو می گریند و محراب و نمازگاه تو بر فراق تو می نالند.

پس به او می گوید: من به رضوان و کرامت خدای تعالی راضی ام و روح از بدن او به همان آسانی که مویی از خمیر کشیده شود بیرون می آید و همانا فرشتگان بر بالین او ایستاده و هر یک جامی از کوثر بر یک دست و جامی از شراب بهشتی به دست دیگر گرفته و روح او را سیراب می کنند؛ تا سختی جان کندن و تلخی آن از کام او بیرون رود و او را به مژده بزرگ بشارت دهند و گویند پاک و پاکیزه شدی خودت و جایگاهت؛ زیرا تو قدم به پیشگاه خدای عزیز و کریم و حبیب و قریب می گذاری. پس روح او از دستهای فرشتگان پرواز نموده و در کمتر از یک چشم برهم زدن به سوی خدا می شتابد. پس هیچ حجاب و پرده ای میان او و خدای تعالی باقی نمی ماند و خدای تعالی به او مشتاق است.

پس روح آن بنده خدا بر کنار چشمه ای که در سمت راست عرش الهی است می نشیند. سپس به او گفته می شود: ای روح، دنیا را به چه وضعی ترک گفتی؟ عرض می کند: خدای من و سیّد من، به عزّت و جلالت سوگند، خبری از دنیا ندارم. من از روزی که مرا آفریدی تا به حال خوف تو در دلم بود. پس خدای تعالی می فرماید: راست گفتی، تو با پیکرت در دنیا بودی ولی روحت با من بود. تو همواره مورد توجه من بودی و من از پنهان و آشکارت آگاهم. از من سؤال کن که تو را عطا خواهم کرد و هر چه آرزو از من داری بخواه که تو را مورد اکرام خودم قرار خواهم داد. این بهشت من است که همه در اختیار تو است به هر جایش که خواهی قدم بگذار و این همسایگی من است؛ در سایه من ساکن شو. پس روح عرض می کند: بارالها! تو خودت را به من شناساندی. با شناسایی تو از همه خلقت بی نیاز شدم. به عزّت و جلال تو سوگند، اگر رضای تو در آن باشد که مرا ریز ریز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه