- اَلاِْهْداءِ 1
- متن تأييديه حضرت آيت اللّه خزعلي مفسّر و حافظ كل قرآن كريم 2
- تفكر غلط در ارتباط با مهريّه 3
- بخشيــدن مهــريــه از طـــرف زن 4
- حكــــم ازدواج بــا زنــان غيــرمسلمــان (اهـل كتـاب) 11
- حكـــــــم ازدواج بــــا مشــــركـــان 13
- حكم ازدواج با زاني و زانيـه 15
- حكــم ازدواج با زنان خبيثــه 17
- حكـم ازدواج بـــا دختـران يتيـــم 19
- حكم ازدواج با كنيــزان 20
- حكـم ازدواج بـا زنــان شـوهـردار و علّـت تحـريـم آن 22
- حكـم ازدواج بـا نامادري و علّت تحــريم آن 24
- حكم ازدواج با محارم و علّت تحريم آن 26
- حكم ازدواج با زنان بيوه 29
- دستورات مهم در امر ازدواج با زنان مهاجر و زنان كافر 34
- ازدواج با زنان مطلقه 37
- علّتهـاي محـدوديـت در ازدواج در قـرآن 38
- ازدواج موقّت 40
- آيـا حكـم ازدواج مــوقـت نســخ شــده است ؟ 43
- ازدواج موقت يك ضـرورت اجتمـاعـي 44
- ايـرادهـايي كــه بـر ازدواج مــوقـت وارد ميشــود 45
- «راسل» و ازدواج موقت 47
- مذموم بودن تنوعطلبي و زن بارگي در روايات 48
- تعدد زوجات 49
- تعـدد زوجـات يـك ضـرورت اجتمـاعي اسـت 50
- منظـــور از عــدالــت دربــاره همســـران چيسـت ؟ 54
- عـــدالـت شــرط تعـدد زوجـات اسـت 55
- پـاسخ به يك سـؤال لازم در مـورد تعدد زوجات 57
- گوشهاي از فلسفه تعدّد زوجات پيامبر 58
- ازدواج فرزندان آدم 63
- فرهنگ آماري كلمه نكـاح در قـرآن كـريم 64
- تعريف عشق 66
- بـررسي ريشـه لغـوي كلمه عشق 66
- نگاهيبهموضوععشقوماهيّتآن 67
- تعــريـف دوّمــــي از عشـــق 67
- عشــق جسمـــانـي و روحـــانـي 69
- عشـق و عـرفـان در نيـايـش امام علي عليهالسلام 70
- ديدگاه قرآن پيرامون زوجيّت و وجود مودّت بين زوجين 71
- محبــت مـؤمنـان نسبت به يكديگر 74
- جـــايگــاه عشـــق در روايـــات 77
- عشــق نــاروا از ديــدگــاه امــام علي عليهالسلام 79
- چنـد حـديث طـلايي درباره عشق 80
- نقش عشق و محبّت در خودسازي انسان در اشعار حافظ و علامه طباطبايي 82
- آثـــار ســوء عشـق در غفلـت از عيـــوب معشــوق 84
- فرق عشق با شهوت 85
- بــررسـي فـــرق ميـان عشــق و هـوس 86
- جايگاه عشق در عبادت رسولاكرم صلياللهعليهوآله 89
- بررسي اتهام مخالفتاسلام بامسألهعشق و شهوتجنسي 89
- رابطــــه عشــــــق و عفــــــت 90
- نيـــــروي عشـــق و محبــت در اجتمــاع 91
- تشيــع ، مكتــب عشـــق و محبّــت 93
- نقش عشق در زندگي انسان و آثار آن 94
- داستــانهــاي عـاشقـان واقعـي 97
- داستان عشق سعدبن ربيع به پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله 99
- داستان عاشقي كامل بنام ميثم تمار به امام علي عليهالسلام 101
- داستان ابنسِكّيت آن عاشق و دلباخته امام علي عليهالسلام 102
- داستـــان عشــق ورزيــدن بـه اهلبيـت عليهالسلام 103
- فهرست منابع و مآخذ 104
زن است ، «عاشق» كلي است و همين طور زني كه در جستجوي شوهر است . ما خودمان [مراد استاد شهيد است هميشه در باب عشق به اين حرف ميخنديم كه بگويند كسيعاشق كلّي طبيعي است. زيرا آدم نميتواند عاشق كلّي طبيعي باشد . انسان ميتواند طالب كلي طبيعي مال باشد ، طالب كلّي اتومبيل باشـد ، ولـي نميتوانـد عاشق كلّي طبيعي زن باشـد . داستـان آن غلامـي كه اربابـش ديـد خيلـي ناراحـت است و مدتي است كه روز به روز لاغر و لاغرتر و رنگش زردتر ميشود . به او گفتند : آقــا به درد اين غــلام برس . گفـت : چـي شــده ؟ گفتنـد : غلام تو عاشق شده . ارباب غلام را خواست . گفت : «قضيه چيست؟» . غلام شروع كرد به گريه كردن . [ارباب گفت : دردت را بگو . غلام هي گريه ميكرد . آخرش گفت عاشق شدهام . ارباب گفت : «عاشق كي؟» غلام گفت : «هركه را شما مصلحت
(144) ازدواج
بـدانيــد» . انسـان نميتـوانـد عـاشـق كسـي باشد كه ديگري مصلحت بداند . (1)
نظــــريـــات مختلـف دربـاره مـاهيّـت عشــق
نظريّات مختلفي در اين باره داده شده است . بعضي خودشان را با اين كلمه خلاص كردهاند كه اين يك بيماري است ، يك ناخوشي است ، يك مرض است . اين نظريّه ، ميتوان گفت فعلاً تابع و پيرو ندارد كه عشق را صرفا يك بيماري بدانيم . نه تنها بيماري نيست بلكه ميگويند يك موهبت است ، آنگاه مسأله اساسي در اينجا اين است كه آيا عشق به طور كلّي يك نوع بيشتر نيست يا دو نوع است ؟
1 ـ مجموعهآثارشهيدمطهري، جلد3، كتابفطرت، انتشاراتصدرا.
ازدواج (145)
بعضي نظريّات اين است كه عشق يك نوع بيشتر نيست و آن همان عشق جنسي است ، يعني ريشه عضوي و فيزيولوژيك دارد و يك نوع هم بيشتر نيست . تمام عشقهايي كه در عالم وجود داشته و دارد با همه آثار و خواصّش ـ عشقهاي به اصطلاح رمانتيك كه ادبيّاتدنيا را اين داستانهاي عشقي پر كرده است ، مثل داستان مجنون عامري وليلا، تمام اينها ـ عشقهاي جنسي است و جز اين چيز ديگري نيست .(1)
گروهي عشق را ـ همين عشق انسان به انسان را كه بحث درباره آن است ـ دو نوع ميدانند . مثلاً بوعلي سينا ، خواجه نصيرالدين طوسي و ملاصدرا عشق را دو نوع ميدانند ، كه اين بحث ذيل فصل عشق از نظر عرفا خواهد آمد .(2)
قدر مسلّم اين است كه بشر عشق را ستايش ميكند . يعني يك امر قابل ستايش ميداند ، در صورتي كه آنچه از مقوله شهوت است قابل ستايش نيست .