- سخنی با خوانندگان 1
- از پاکیزگی تا پاکی 7
- آداب تخلّی 7
- عبرت از تخلّی 8
- اشاره 11
- مسواک 11
- درسهای آموختنی از آن 12
- تیامُن 13
- موارد وجوب وضو 16
- با وضو بودن 16
- درسها و عبرتها 17
- اشاره 17
- اشاره 21
- مکان نماز 27
- آداب ظاهری مسجد 28
- روح نماز 31
- نمونه هایی از نماز اولیای خدا 33
- حضور قلب 34
- قیام 40
- اذان و اقامه 44
- اشاره 47
- تکبیره الاحرام 51
- قرائت 52
- رکوع 66
- سجود 68
- تشهّد و سلام 71
- تعقیبات نماز 73
- نمازهای نافله 75
- نماز شب 76
- نماز جماعت 88
سخنی با خوانندگان
انسان، این «بی نهایت کوچک»، در برابر آفریدگار مهربان خویش که «بی نهایت بزرگ» است، حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرّه ای در مقایسه با کهکشانهاست. آنچه این «هیچ» را با آن «همه» پیوند می دهد «نماز و نیایش» است. نماز و نیایش، نشانۀ خضوع جان در برابر جانان است.
وقتی آسمانِ دل می گیرد و ابری می شود، تنها حضور در معبد و محراب و سجود در پیشگاه خدا و تنها باران اشک و نسیم نیایش و نماز است که انسان را سبک می کند و گلهای معطّر «یاد خدا» و «آرامش» را در بوستان دل می رویاند.
نیایش به درگاه آفریدگار، عبادتی است که از روح نیازمند انسان به آستان بلند خدا سرچشمه می گیرد. کسی که به عبادتِ هستی آفرین نپردازد، از سنگ هم بی احساس تر است. آنان که در برابر خدا و عظمت او، رکوع و سجود نکنند، در برابر بندگانی مانند خود، حقیرانه به خاک خواهند افتاد و زبون و ذلیل آنان خواهند شد.
نماز، حضور موسای نیاز، در طور رحمت و میقاتِ نور است. پیمودن راهِ درازِ «خاک» تا «خدا»، با بال نماز و پرواز عشق میسّر است.