- فصل اوّل: شناخت 1
- الف. آیات قرآن 78
- ج. ضرب المثل ها 78
- ب. روایات معصومین علیهم السلام 78
- ه. اشعار 82
- قسمت اول 83
- قسمت دوم 88
- ب. روایات معصومین علیهم السلام 108
- الف. آیات قرآن 108
- ج. ضرب المثل ها 108
- 1. بند کفش 109
- 2. گوهر صبر 109
- 3. هر که را صبر نیست حکمت نیست! 120
- 4. هر که با اهل خود وفا نکند، نشود دوست روی و دولت مند 120
- 5. پاداش صابران 121
- 6. اشعار 121
- و. خاطره ها 122
خودت هم خبر نداری. کار تو به جایی رسیده بود که قصد داشتی آن پیرزن پارسا را از پا در بیاوری و به برادرت هم رحم نکنی، حالا دیدی که از چیزی که خیلی به آن نیازمندی بی بهره هستی.
گوهرِ صبر در مقابل مشکلات، گوهری است که هیچ وقت گم نمی شود؛ امّا باید همیشه به دنبال آن بود. حالا به حرف من رسیدی پسرم؟
خب عزیزان، هر حرفی را که قصه گو می خواست بزند، پدر پیرِ نکته دان گفت و قصّه به اینجا کشید که پسر بزرگ هم به آن گوهر ارزشمند دست پیدا کند و در این دو روزه دنیا آن را آویزه گوشش کرد. با این امید که شما هم هیچ وقت از آن گوهر صبر، بی بهره نباشید.
3. هر که را صبر نیست حکمت نیست!
مغربی در صف بزّازان حلب می گفت: ای خداوندان نعمت! اگر شما را انصاف بودی، و ما را قناعت، رسم سؤال از جهان برخاستی!
ای قناعت توان گرم گردام
که برای تو هیچ نعمت نیست
گنج صبر اختیار لقمان است
هر که را صبر نیست حکمت نیست
4. هر که با اهل خود وفا نکند، نشود دوست روی و دولت مند
در تصانیف حکما آورده اند که کژدم را ولادت، معهود نیست؛ چنان که دیگر حیوانان را بل احشای(1) مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست ها که در خانه کژدم بینند اثر آن است.
باری این نکته پیش بزرگی همی گفتم، گفت: دلِ من بر صدق این سخن
1- 175. بل احشا: آنچه در شکم باشد از روده و غیر آن.