چگونه زیستن : ادبی، اجتماعی، اخلاقی، روایی ویژه مدرسین صفحه 123

صفحه 123

به هر حال روزی در تهران در گاراژ در انتظار حرکت اتومبیل بودم، یکی از همشهریان کلاه مرا از سر م قاپید و فرار کرد. در این میان یکی از آشنایان که فرد غیرت مندی بود و در آنجا حضور داشت، غیرتش به جوش آمد و به دنبال او دوید و پس از سرزنش او، کلاه را گرفت و محترمانه نزد من آورد. دستش درد نکند که حمایت خوب و جانانه ای کرد.

ولی بحمد اللَّه به قدری روحیه ام قوی بود که از این بادها نلرزیدم، به کوری چشم آن بدخواهان به راه خود ادامه دادم و گفتم:

صد هزاران کیمیا حقّ آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید(1)


1- 178. 220 خاطره سازنده از حجه الاسلام و المسلمین محمّد مهدی اشتهاردی، ص 78 و 79.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه