- فصل اوّل: شناخت 1
- الف. آیات قرآن 78
- ج. ضرب المثل ها 78
- ب. روایات معصومین علیهم السلام 78
- ه. اشعار 82
- قسمت اول 83
- قسمت دوم 88
- ب. روایات معصومین علیهم السلام 108
- الف. آیات قرآن 108
- ج. ضرب المثل ها 108
- 1. بند کفش 109
- 2. گوهر صبر 109
- 3. هر که را صبر نیست حکمت نیست! 120
- 4. هر که با اهل خود وفا نکند، نشود دوست روی و دولت مند 120
- 6. اشعار 121
- 5. پاداش صابران 121
- و. خاطره ها 122
آداب میزبانی
نقل است که «شبلی» چهار ماه «بو حفص» را مهمان کرد و هر روز چند رنگ طعام و چند گونه حلوا می آورد. آخر چون «بو حفص» به وداع او رفت، گفت: یا شبلی! اگر روزی به نیشابور آیی، میزبانی و جوان مردی را به تو می آموزم. شبلی گفت: یا ابا حفص! چه کردم؟! گفت: تکلّف کردی و متکلّف، جوان مرد نبود. مهمان را چنان باید داشت که آمدنِ او تو را گران نیاید و به رفتنش شادی نبود؛ چون تکلّف کنی، آمدن او بر تو گران آید و رفتنش بر تو آسان بود. هر که را با مهمان، این حال باشد؛ ناجوان مردی است.(1)
ه. اشعار
پدرم گفته: ای پسر! امروز
باید آرام و بی صدا باشی
دوست دارم که پیش مهمان ها
مایه افتخار ما باشی
مادرم پاک کرد و جارو زد
هم اتاق و حیاط و ایوان را
کرده مادربزرگ آماده
سینی و استکان و قندان را
میوه های قشنگ و رنگارنگ
پدر آورده است از بازار
همه را توی ظرف می چیند
خواهرم با سلیقه بسیار
من و بابا و مادر و خواهر
همه دوست دار مهمانیم
همه جا شد قشنگ وخوب وتمیز
خانه امروز غرق نورُ صفاست
من و مادر بزرگ خوشحالیم
چون که مهمان ما حبیب خداست
1- 146. تذکره الأولیا، عطار نیشابوری، ص 98.