چگونه زیستن : ادبی، اجتماعی، اخلاقی، روایی ویژه مدرسین صفحه 82

صفحه 82

آداب میزبانی

نقل است که «شبلی» چهار ماه «بو حفص» را مهمان کرد و هر روز چند رنگ طعام و چند گونه حلوا می آورد. آخر چون «بو حفص» به وداع او رفت، گفت: یا شبلی! اگر روزی به نیشابور آیی، میزبانی و جوان مردی را به تو می آموزم. شبلی گفت: یا ابا حفص! چه کردم؟! گفت: تکلّف کردی و متکلّف، جوان مرد نبود. مهمان را چنان باید داشت که آمدنِ او تو را گران نیاید و به رفتنش شادی نبود؛ چون تکلّف کنی، آمدن او بر تو گران آید و رفتنش بر تو آسان بود. هر که را با مهمان، این حال باشد؛ ناجوان مردی است.(1)

ه. اشعار

پدرم گفته: ای پسر! امروز

باید آرام و بی صدا باشی

دوست دارم که پیش مهمان ها

مایه افتخار ما باشی

مادرم پاک کرد و جارو زد

هم اتاق و حیاط و ایوان را

کرده مادربزرگ آماده

سینی و استکان و قندان را

میوه های قشنگ و رنگارنگ

پدر آورده است از بازار

همه را توی ظرف می چیند

خواهرم با سلیقه بسیار

من و بابا و مادر و خواهر

همه دوست دار مهمانیم

همه جا شد قشنگ وخوب وتمیز

خانه امروز غرق نورُ صفاست

من و مادر بزرگ خوشحالیم

چون که مهمان ما حبیب خداست


1- 146. تذکره الأولیا، عطار نیشابوری، ص 98.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه