چگونه زیستن : ادبی، اجتماعی، اخلاقی، روایی ویژه مدرسین صفحه 83

صفحه 83

و. نمایش نامه ها

قسمت اول

[صحنه اتاقی بسیار محقّر، با اثاثیه ای بسیار فقیرانه و مختصر. مرد فقیر و مهمانش بر سر سفره نشسته اند و مشغول خوردن شام هستند.]

مهمان: (با پشت دست دهان خود را پاک می کند) الهی شکر!

فقیر: نوش جان، باز هم بفرمایید.

مهمان: ممنون از لطف شما؛ سیر شدم.

فقیر: پس بقیه غذا را نگه می دارم، تا ببینم نصیب چه کسی می شود.

[صدای جرق از سقف شنیده می شود. مهمان، سراسمیه به سقف نگاه می کند. مرد فقیر سفره را جمع می کند.]

مهمان: باز هم آن صدا!

فقیر: خیالتان آسوده باشد.

مهمان: من خیالم آسوده است؛ امّا مثل این که آن، (اشاره به سقف) خیالش آسوده نیست

فقیر: شما هم مثل من عادت می کنید.

[صدای جرق سقف

مهمان: شنیدی؟ باز هم صدا کرد!

فقیر: بله، شنیدم. مدّت هاست که این صدا توی گوشم است، بهتر است دیگر بخوابید؛ به هر صدایی نباید اهمیت داد.

مهمان: ولی این صدا...

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه