- 1- تربیت واژه ای اسرار آمیز 1
- اشاره 1
- معلّمی 3
- تربیت کلامی 4
- حفظ شخصیت 5
- تربیت جوان 7
- برخوردها در مدرسه 9
- مهم ترین شاخص رشد و موفقیت 12
- راهبردهای عملی در تربیت نوجوانان و جوانان 18
- اشاره 26
- برابریِ انسانیِ والدین و فرزندان 33
- شناخت منشأ رفتار کودکان و نوجوانان 35
- مکانیزم رفتارهای نا به هنجار 36
- کشف علت بدرفتاری 37
- بی رغبتی و تظاهر به بی لیاقتی 42
- اهمیت مسأله 43
- برنامه ریزی و اختصاص وقت برای فرزندان 45
- نکته های کاربردی برای از بین بردن بدرفتاری 47
- عوامل مهم در تربیت کودکان 51
- موقعیت خانوادگی 53
- ارزش های خانوادگی 53
- نقش جنسیّت در پرورش کودکان 54
- عامل مهم در تربیت فرزندان 55
- موقعیت سنی کودکان 55
- اشاره 57
- نوع اوّل: والدین آسان گیر 58
- نوع دوم: والدین سختگیر (مستبد) 62
- نوع سوم: والدین متعادل 65
- خلاصه نوع رفتار والدین و عملکرد فرزندان 68
1- 18. در نظر او برای حل مسائل ،در شرایط متفاوت، راه های مختلفی وجود دارد.
تربیتی اسلامی، رشد چنین ویژگی یی در افراد است. مؤمن باید دارای چنین صفتی باشد تا بتواند در برابر مشکلات قد عَلَم نموده و از امتحانات دشوار زندگی، سربلند و پیروز بیرون آید و با همه وجود، در برابر دشمنان ایستاده و سر تسلیم در برابر آنان فرود نیاورد. جامعه اسلامی ما نیازمند چنین افرادی است، افرادی که دارای عزّت، کرامت نفس، گذشت، سعه صدر، بردباری و پایداری بوده و در برابر وسوسه ها و افسون های مال و مقام، سست نگردند و فریب رنگ و ریای روزگار را نخورند.
ویژگیِ فردی که از ظرفیت هیجانی بالایی برخوردار است، داشتن سعه صدر است. اهمیّت صبر و استقامت در مکتب اسلام، به اندازه ای است که از آن به عنوان «سر» برای بدن یاد شده و حتی اساس ایمان مذهبی و دینی تلقّی شده است: «الصّبر فی الأمور بمنزله الرّأس فی الْجَسَد؛ صبر در امور، به منزله سر در بدن است.»
هم چنین در روایت آمده است که «یا أیُّهَا النّاسُ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّهُ لادینَ لِمَنْ لا صَبْرَلَهُ »؛(1) «ای مردم! بر شما است که صبر و استقامت پیشه کنید. همانا کسی که صبر و حوصله ندارد، دین ندارد».
هم چنین صبر یکی از پایه های اساسی خداپرستی است. خداوند در قرآن می فرماید:
«إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبّنا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا تتَنَزَّلَ علَیْهِمُ الْمَلائِکَه أَلاَّ تَخَافُوا وَ لاَ تَحْزنُوا وَ أَبْشرُوا بالْجَنَّهِ الَّتیِ کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»(2)؛