خانواده و تحول در تربیت صفحه 68

    صفحه 68

    1- 49. وقتی والدین ناراحت هستند، نمی توانند بگویند که خوشحالند. یا مثلاً فرزندی که درس نخوانده، مورد تشویق والدین قرار نمی گیرد. پدر یا مادر نمی تواند به فرزندی که درس نمی خواند، بگوید: تو فرد خوبی هستی. باید معیار قوانین مشخص باشد. باید معیارهای روشن و واضحی برای سنجش و تشخیص خوبی و بدی برای فرزندان معین شود.

    2- 50. باید انتظارات والدین، به بچه ها گفته شود. از سوی دیگر، باید این قوانین تحت نظارت و پیگیری باشند. قوانین بهتر است با نظر و توافق فرزندان تصویب شود. والدین باید در کار خود قاطعیت داشته باشند؛ مثلاً علاوه بر این که به فرزند خود توصیه می کنند که درس بخواند، از دور، بر اعمال او نظارت نمایند و مدیریت قاطع و درستی داشته باشند. ممکن است کودک درسش خوب باشد و مشکل درسی نداشته باشد، امّا در شیوه زندگی کردن، آداب معاشرت و ارتباط برقرار کردن با دیگران و در سازگاری اجتماعی دارای مشکل باشد. زندگی دارای ابعاد مختلفی است. یک بُعد آن درس و علم آموزی است، بُعد دیگرش زندگی و ارتباط اجتماعی و رشد شخصیّت می باشد. کسی که نمی داند چگونه با دوستان خود ارتباط صحیح و مسالمت آمیز داشته باشد، در آینده نیز دچار مشکل می شود؛ مثلاً نمی داند با همسرش چگونه برخورد کند. هرچند تحصیل کرده باشد و مدارج عالی علمی را کسب نموده باشد. علم به تنهایی سودی ندارد. والدین نباید با رفتار نادرست خود، کودک را زمین بزنند. برخی از والدین بر همه رفتارهای فرزندان خود نظارت می کنند و نمی گذارند بچه ها به راحتی نفس بکشند و آب خوش از گلویشان پایین برود. در این خانواده ها با دیکتاتوری، کودک را تحت فشار قرار می دهند و او هم زمانی که از والدین جدا می شود، به دلخواه خود رفتار می کند.

    3- 51. البته این بدان معنا نیست که به نظر بچه ها کاملاً عمل می شود، بلکه فرزندان در جریان مسائل خود قرار می گیرند و با فرزندان مشورت می کنند. مشورت در این جا به معنای تابع نظر فرد مقابل شدن نیست، بلکه به معنای رشد دادن طرف مقابل است.

    کودکانی که در این خانواده ها پرورش می یابند، از سلامت روانی برخوردار بوده و در امور مختلف درسی، اجتماعی و فرهنگی موفّق هستند. حس مسؤولیت پذیری در این افراد، تقویت شده و اعتماد به نفس، عزت و کرامت نفس آن ها حفظ می گردد. نیازهای فرزندان برطرف شده و شخصیت آن ها به گونه ای مطلوب شکل می گیرد. فرزندان این خانواده ها، رفتاری متعادل، منطقی و مؤدبانه دارند.

    خلاصه نوع رفتار والدین و عملکرد فرزندان

    نوع رفتار والدین

    تأثیر متقابل در رفتار فرزندان

    والدین آسان گیر، آزاد گذارنده

    کودکان تکانشی، پرخاشگر

    1 . کودکان را به اجرای قوانین و مقررات زندگی وادار نمی کنند.

    2 . مقررات و قوانین را به وضوح و شفاف ابلاغ نمی کنند.

    3 . تسلیم قهر، گریه و زاری، سرزنش و سر و صدای کودک می شوند.

    4 . انضباط ناهم سان دارند (پدر سخت گیر، مادر آسان گیر یا برعکس).

    5 . توقع یا تقاضای ناچیزی برای رفتار مستقل و رشد یافته دارند.

    6 . رفتار بد را نادیده می گیرند یا آن را می پذیرند.

    7 . خشم وعصبانیت خود را پنهان می کنند.

    8 . محبت خود را بیش از اندازه ابراز می کنند. یا اصلاً به رفتار کودک بی توجه اند.

    9 . به تظاهرات آزاد امیال فرزندان لبخند می زنند.

    1 . مقاومت کننده، و در برابر بزرگسالان لجوج هستند.

    2 . میزان اتکا به نفس فرزندان پایین است.

    3 . موقعیت پیشرفتی خود را تشخیص نمی دهند.

    4 . خویشتندار نیستند.

    5 . پرخاشگرند.

    6 . زود خشمگین می شوند؛ ولی به سرعت حالت خوشحالی را باز می یابند.

    7 . بی هدفند.

    8 . در سطح پایینی از فعالیت های هدفدار هستند.

    9 . سلطه جو هستند.

    10 . تعارضی، تحریک پذیر و خودمدار هستند

    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه