آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام صفحه 181

صفحه 181

گردید.

ای پدر! من بعد از تو از ماندن در دنیا نفرت دارم و تا نفس دارم برای فراق تو گریه می کنم.

ای پدر! شوق من به لقای تو واندوه من بعد از تو پایانی ندارد.»

30- نگاه فاطمه علیهاالسلام به حسن وحسین و یاد رسول خدا صلی الله علیه و آله

علاّمه مجلسی در بحار، از مناقب نقل نموده که فاطمه علیهاالسلام همواره بعد از پدر خویش دستمال عزا بر سر داشت و بدن او رنجور و نحیف و کمر او خمیده و چشم او گریان و قلب و دل او سوخته بود. ساعتی از هوش می رفت و ساعتی به هوش می آمد و نگاهی به حسن و حسین می نمود و می فرمود: «این ابوکما الذی کان یکرمکما و یحملکما مرهً بعد مرهٍ؟ این ابوکما الذی کان اشدّ النّاس شفقهً علیکما؟ فلا یدعکما تمشیان علی الأرض، و لا اراه یفتح هذا الباب ابدا و لا یحملکما علی عاتقه کما لم یزل یفعل بکما؟» (البحار، ج 43/181).

یعنی: «کجاست پدر مهربان شما؟ کجاست رسول خدا صلی الله علیه و آله که شما را عزیز و گرامی می داشت و همیشه شما را بر دوش می گرفت و نمی گذاشت که روی زمین راه روید؟ کجاست آن که از همه مردم به شما مهربان تر بود؟ او دیگر هرگز درِ این خانه را باز نخواهد نمود و به این خانه نخواهد آمد و شما را به دوش نخواهد گرفت.»

31- درخواست فاطمه علیهاالسلام از بلال برای اذان گفتن

پس از رحلت رسول گرامی صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام به یاد پدر و دوران با شکوه و پرعظمت اسلام افتاد و فرمود: «انّی اشتهی ان اسمع صوت مؤذّن ابی صلی الله علیه و آله بالأذان.»

یعنی: «من بسیار دوست دارم که صدای اذان بلال، مؤذن پدر خود رسول خدا صلی الله علیه و آله را بشنوم.»

چون این خبر به گوش بلال رسید با این که عهد کرده بود بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله [و خلافت ابوبکر] هرگز اذان نگوید و تا آنوقت نیز اذان نگفته بود، آماده شد و بالای مأذنه رفت و مردم یک بار دیگر صدای دلنشین اذان بلال را شنیدند. از این رو، شهر مدینه در شادی و سرور فرو رفت. همین که بلال گفت: «اشهد انّ محمّدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه