اسلام: خشونت یا صلابت صفحه 61

صفحه 61

به زور و مجروح کردن برای کسی جایز نیست، مگر مأذون از طرف حاکم زمان باشد. پس کسی که از حاکم اجازه ندارد، باید نهی قلبی و زبانی کند و اگر در نهی زبانی، ترس ضرر برای خود یا مؤمنان باشد، باید آن را ترک کند و تنها نهی قلبی کند.(1)

از بیان شیخ مفید برمی آید که وی از هرگونه کارهای خشونت بار و فشار فیزیکی علیه دیگران منع می کند و این وظیفه را تنها بر عهده سلطان (حاکم) و گماشتگان او می گذارد. بنابراین، کسی که از سوی حاکم اجازه ندارد، نمی تواند به عنوان نهی از منکر و جلوگیری از حرامی، به زور یا خشونت متوسل شود و تنها باید به نهی زبانی یا قلبی بسنده کند. حتی اگر نهی زبانی موجب ضرری به خودش یا مؤمنان یا جامعه شود، باید با ترک آن، به انکار قلبی در این مورد بسنده کند. جالب اینکه شیخ مفید می فرماید این نظریه، نظریه امامیه (شیعه) است.

پرسشی که در اینجا مطرح است این است که چرا شیخ مفید تأکید می کند توسل به زور و اجبار (ضرب و جرح و کشتن) تنها برای سلطان و کسانی که مأذون از طرف او هستند، جایز است و هرگز برای دیگران جایز نیست؟

روشن است که اگر قرار باشد هر کسی برای جلوگیری از منکری به زور دست زند یا بکشد و مجروح کند، این امر سبب هرج و مرج و به خطر افتادن امنیت جامعه می شود. در این صورت، هر قاتلی می تواند ادعا کند که برای جلوگیری از منکر مرتکب قتل شده است. از سوی دیگر، اسلام می خواهد مجرمان از طریق قانون، مجازات شوند تا خشونت به کار گرفته شده علیه آنان قانونی و مشروع باشد و این، جز با اذن امام یا نایب امام مقدور نخواهد بود. بنابراین، از نظر شیخ مفید، اصل در امر به معروف و نهی از منکر، نبود خشونت است، مگر آنکه مرتکبان منکر جز از راه فشار و اجبار، منکر را ترک نکنند. البته فشار و اجبار نیز از طریق قانون اعمال شود.

ب) اقامه حدود


1- 3 . شیخ مفید، المقنعه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1410ه .ق، صص809 و 810.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه