تربیت فرزند صفحه 180

صفحه 180

جماعت می کردند، بعضی ها منبر می رفتند، روضه خوانی و مداحی می کردند. من هم از آنان الگو برداری می کردم.

آن موقع ملا مکتبی بود. رفتم پیش یک ملایی و پولی دادم و گفتم: یک حدیث و چند شعر و یک روضه کوتاه برای من بنویس. آمدم مسجد و از پدرم اجازه گرفتم. شاید چهار پنج ساله بودم. اینها را حفظ کرده بودم. بعد از نماز پدرم به منبر رفتم. اتفاقا آن روز یکی از علمای بزرگ هم به مسجد پدر آمده بود. یک منبر پاکیزه چند دقیقه ای رفتم. جالب و جذاب بود.

آن عالم برجسته در جمع بلند شد و مرا خیلی تشویق کرد. آنقدر تشویق او در من اثر کرد که از من یک محمد تقی سخنران واعظ ساخت. اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر بود. قبل از انقلاب ایشان به هر شهری می رفتند، همه شهر تعطیل می شد. بلندگوی اسلام شده بود. این بر اثر تشویق یک عالم ربانی بود که این استعداد و ذوق را در ایشان دید و او را با این تشویق بارور کرد.

تشویق های شیخ ابوالقاسم

خدا رحمت کند استاد ما مرحوم آیت الله بهاء الدینی را، ایشان از یاران نزدیک حضرت امام علیه السلام بودند. شخصیتی که در معنویت و عرفان و عبادت و سیر و سلوک واقعاً فوق العاده بود.

ایشان می فرمودند: من در کودکی دنبال بازی بودم. در آن دوران از چوب وسایل زیبایی درست می کردند. ذوق نجاری در من ایجاد شده بود. میخواستم بروم نجار شوم. پدر من خادم حرم حضرت معصومه علیه السلام بود. دید من می خواهم بروم دنبال شغل نجاری، به من گفت: من دوست دارم یک راه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه