لقمان حکیم صفحه 107

صفحه 107

بعد از این ماجرا به رأی عقل او آگاه شد و به سخنان وی معتقد گشت (1) .

13 - روزی خواجه برای قضاء حاجت رفت ، و بسیار نشست ، چون بیرون شد لقمان گفت :

ای خواجه زیاد نشستن انسان را دچار مرض می کند ، به سهولت بنشین و به آسانی برخیز ، خواجه دستور داد آن کلمه را بر در محل قضاء حاجت نوشتند (2) .

14 - روزی شخصی از وی پرسید : که خلاصه معرفت و روح حکمت تو چیست ؟

لقمان گفت : خلاصه معرفت و روح حکمت من آنست : که از امور زندگی من آنچه بر عهده خالق است تکلیف و زحمت روا ندارم ، و آن چه بر عهده من است سستی و تسامح جایز نشمرم .

15 - لقمان در پرتو نور معرفت دریافته بود که مراعات جانب عدالت در هر برنامه ای از شروط کامیابی است ، و حتی برای بهره صحیح گرفتن از لذات جهان نیز رعایت اعتدال لازم است .

چون افراط و زیاده روی در این راه لذت ها را به آلام و امراض تبدیل می کند ، و عادت ها و آلودگی های کشنده ای ببار خواهد آورد ، از این رو برای راهنمایی فرزند خود با بیانی جالب و منطقی نافذ آغاز سخن کرد و گفت :

پسرم ! این پند را از پدر بشنو ، در سراسر دوران زندگی جز از لذیذترین غذا تناول مکن ، و جز از بهترین جامه مپوش ، و جز در ملایم ترین بستر میارام ، و جز از زیباترین مشاهد کام مستان .

این بار پندهای پدر به گوش فرزند عجیب آمد ، زیرا لقمان همیشه او را به سادگی و اقتصاد در شؤون زندگی دعوت می کرد ، اما این بار به نظر می آمد که او را


1- 1) مثنوی : دفتر اول ، ص 94 .
2- 2) تفسیر ابو الفتوح : ج 79 ص 70 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه