اخلاق و آداب در حج و زیارت صفحه 68

صفحه 68

می‌زد، برای همیشه هلاک می‌شدیم؛ چرا خود را معرفی نکردید؟

امام در پاسخ فرمود: من یکبار با کاروانی همسفر شدم آنها مرا می‌شناختند و بدلیل بستگی من با پیامبر، آنقدر به من نیکی کردند که مستحق آن نبودم، حال بیم داشتم که شما نیز چنین کنید، لذا بهتر آن دیدم که خود را معرفی نکنم» (1) ما که شیعه و پیرو این بزرگوار هستیم، باید از مشی و سلوک حضرتش درس بیاموزیم و خدمت به میهانان خدا را برای خود مایه افتخار بدانیم.

کار کردن در سفر

سیره پیامبر و امامان، این بود که هرگاه با گروهی همسفر می‌شدند؛


1- بحارالانوار، ج 46، ص 69

نام بلندآوازه و شخصیت والای ائمه طاهرین و ذریه رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله مشهورتر از آن بود که برای کسی ناشناخته باشد، همانگونه که فرزدق، شاعر آزاده شیعه در قصیده معروف خود که در مسجدالحرام در حضور هشام ولیعهد وقت و جمعی از مردم شام سرود، بدین نکته اشاره داشت:

هذا الذی تعرف البطحاء وطأته والبیت یعرفه والحلّ والحرم

هذا ابن خیر عباداللَّه کلّهم هذا التقیّ النقیّ الطاهر العلم

ولیس قولک من هذا بضائره والعرب یعرف من انکرت والعجم!

«این آقا کسی است که سرزمین بطحا و مکه و خانه کعبه و حِلّ و حرم و عرب و عجم وی را می‌شناسند و چهره پاک و تقوا و فضائلش شهره آفاق است ....»

بنابر این، آنچه در داستان فوق از ناشناس بودن آن حضرت در میان گروه آمده است، مقصود عدم شناسایی چهره و مشخصه‌های ظاهری است، به جهت محدودیت و تضییقاتی که دولت غاصب اموی در تماس با این خاندان اعمال کرده بود، نه نام و نشان و شخصیت آنها. دلیل مطلب این است که: آن گروه به مجرد شنیدن نام مبارک امام، آسیمه سر بر قدم حضرتش بوسه زدند و عذرخواهی کردند و این خود نشانه معرفت و ارادت مردم نسبت به آن بزرگوار است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه