عین الحیات صفحه 117

صفحه 117

چون حضرت به دار بقا رحلت فرمود آنها قطع شد. دانستند که آن حضرت می‌آورده‌اند. و بسیار بود که بر در خانه‌ها می‌ایستادند و انتظار می‌بردند و چون حضرت پیدا می‌شدند، شادی می‌کردند که صاحب انبان آمد.

و در کتب سنی و شیعه روایت کرده‌اند که: چون آن حضرت را غسل می‌دادند بر کتف مبارک آن حضرت پینه‌ها بود مانند پینه‌ای که بر زانوی شتر می‌باشد، از بسیاری بارهای گران که بر دوش خود به خانه فقرا می‌بردند، و از برای فقرا و همسایگان در شبها آب می‌کشیدند.

و منقول است که: آن حضرت روزی که روزه می‌داشتند، می‌فرمودند که گوسفندی را می‌کشتند و پاره‌پاره می‌کردند و می‌پختند. پس چون شام می‌شد رو را بر آن دیگ می‌داشتند و از بوی آن مَرَق قوت می‌یافتند. پس می‌فرمودند که: کاسه‌ها بیاورید. و آن را بر فقرا و همسایگان قسمت می‌نمودند و خود بر نان و خرما افطار می‌فرمودند.

درجات مؤمنان

یا أباذر الدرجه فی الجنه فوق الدرجه کما بین السماء و الأرض. و ان العبد لیرفع بصره، فیلمع له نور یکاد یخطف بصره، فیفزع لذلک فیقول: ما هذا؟ فیقال: هذا نور أخیک. فیقول: أخی فلان کنا نعمل جمیعا فی الدنیا و قد فضل علی هکذا؟ فیقال له: انه کان أفضل منک عملا. ثم یجعل فی قلبه الرضا حتی یرضی.

ای ابوذر بلندی درجه بهشت از درجه دیگر مانند بلندی آسمان است از زمین. و به درستی که بنده نظر به جانب بالا می‌کند، نوری از برای او لامع می‌گردد که از بسیاری روشنی نزدیک است که دیده او را برباید و کور کند. پس ترسان می‌شود و می‌گوید که: این چیست؟ می‌گویند که: این نور فلان برادر مؤمن توست. می‌گوید که: ما و او در دنیا با یکدیگر عبادت می‌کردیم؛ چرا در اینجا این قدر بر من زیادتی دارد؟ می‌گویند که: او از تو عملش بهتر بود. پس در دل او خشنودی می‌گذارند که به مرتبه خود راضی باشد و الم نداشته باشد.

در مشکلات، مصیبتها و اندوه مؤمنان

یا أباذر الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر. و ما أصبح فیها مؤمن الا حزینا، فکیف لا یحزن و قد أوعده الله جل ثناؤه وارد جهنم، و لم یعده أنه صادر عنها. و لیلقین أمراضا و مصیبات و أمورا تغیظه، و لیظلمن فلا ینتصر بیتغی ثوابا من الله تعالی. فما یزال فیها حزینا حتی یفارقها. فاذا فارقها أفضی الی الراحه و الکرامه.

یا أباذر ما عبدالله عز و جل علی مثل طول الحزن.

ای ابوذر دنیا زندان مؤمنان است و بهشت کافران است. و هیچ مؤمنی صبح نمی‌کند در دنیا مگر محزون و مغموم. و چگونه محزون نباشد و حال آن که خدا او را وعید فرموده است که وارد جهنم خواهد شد، و وعده نفرموده است که از آن بیرون خواهد آمد و نجات خواهد یافت. و در دنیا ملاقات می‌نماید و به او می‌رسد مرضها و دردها و مصیبتها و امری چند که او را به خشم می‌آورد. و ظلم بر او می‌کنند و کسی نصرت و یاری او نمی‌کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه