عین الحیات صفحه 211

صفحه 211

و به سند صحیح از حضرت صادق صلوات الله علیه منقول است که: چون اهل بهشت داخل بهشت شوند و اهل جهنم به جهنم درآیند منادی از جانب رب‌العزه ندا کند که: ای اهل بهشت و ای اهل جهنم اگر مرگ به صورتی از صورتها درآید خواهید شناخت آن را؟

گویند: نه. پس بیاورند مرگ را به صورت گوسفند سیاه سفیدی و در میان بهشت و دوزخ بدارند و به ایشان گویند که: ببینید این مرگ است. پس حق تعالی امر فرماید که آن را ذبح نمایند. و فرماید که: ای اهل بهشت همیشه در بهشت خواهید بود و شما را مرگ نیست. و ای اهل جهنم همیشه در جهنم خواهید بود و شما را مرگ نخواهد بود. و این روز است که خداوند عالمیان فرموده است که: بترسان ایشان را از روز حسرت، در روزی که کار هر کس مَقضی شده باشد و به پایان رسیده باشد، و ایشان از آن روز غافل‌اند. حضرت فرمود که: مراد این روز است که حق تعالی اهل بهشت و جهنم را فرمان دهد که همیشه در جای خود باشند و مرگ را نباشد؛ که در آن روز اهل جهنم حسرت برند و سودی ندهد، و امید ایشان منقطع گردد.

در توصیف بهشت

یا أباذر لو أن امرأه من نساء أهل الجنه اطلعت من سماء الدنیا فی لیله ظلماء لأضاءت لها الأرض أفضل مما یضی‌ء بالقمر لیله البدر، و لوجد ریح نشرها جمیع أهل الأرض. و لو أن ثوبا من ثیاب أهل الجنه نشر الیوم فی الدنیا، لصعق من ینظر الیه و ما حملته أبصارهم.

ای ابوذر اگر زنی از زنان اهل بهشت از آسمان اول مشرف شود و در دنیا نظر کند در شب تاری، هرآینه زمین از نور جمال او روشن شود بهتر از آن که روشن می‌شود از ماه شب چهارده، و هرآینه بوی خوش او برسد به مشام جمیع اهل زمین. و اگر جامه‌ای از جامه‌های اهل بهشت را امروز در دنیا بگشایند، هرآینه هر که به سوی آن نظر نماید، مدهوش شود و دیده او تاب دیدن آن نیاورد.

به سند صحیح از ابوبصیر منقول است که به خدمت حضرت صادق صلوات الله علیه عرض نمودم که: یابن رسول الله چیزی از اوصاف بهشت بفرما که مرا مشتاق گردانی. فرمود که: ای ابومحمد به درستی که بوی بهشت را از هزارساله راه می‌شنوند و پست‌ترین اهل بهشت را آن قدر می‌دهند که اگر جمیع انس و جن در منزل او وارد شوند و از طعام و شراب او بخورند، همه را کافی باشد و از او چیزی کم نشود. و سهلترین اهل بهشت چون داخل بهشت می‌شود، سه باغ به نظر او می‌آید. چون داخل باغ پست‌تر می‌شود، در آن مشاهده می‌نماید از زنان و خدمتکاران و نهرها و میوه‌ها آن قدر که خدا خواهد. پس چون حمد و شکر الهی به جا می‌آورد، می‌گویند به او که: به جانب بالا نظر کن. چون نظر می‌کند، در آنجا نعمت و کرامتی چند مشاهده می‌نماید که در باغ اول ندیده است. پس گوید که: پروردگارا این را نیز به من کرامت فرما. خطاب رسد که: اگر این را بدهیم شاید که باز دیگری را بطلبی. او گوید که: نه؛ همین مرا کافی است و از این بهتر نمی‌باشد.

پس چون به آن حدیقه درآید و مسرت و شادی او عظیم شود، سپاس و شکر الهی به جا آورد. پس خطاب رسد که: در جنه‌الخلد را بر روی او بگشایید. چون در را بگشایند، اضعاف آنچه در بهشت دویم دیده بود، در آنجا مشاهده نماید و فرح و سرورش مضاعف گردد و بگوید: پروردگارا مر تو راست حمدی که احصای آن نتوان نمود، که منت نهادی بر من به بهشتها و نجات بخشیدی مرا از آتش.

ابوبصیر گفت که: چون این بشارتها را شنیدم، گریستم و گفتم: فدای تو شوم؛ دیگر بفرما و شوق مرا زیاده گردان. فرمود که: ای ابومحمد در بهشت نهری هست که در دو طرف آن نهر کنیزان از زمین روییده است. چون مؤمن به یکی از آن کنیزان بگذرد و او را خوش آید، او را زمین می‌کند و حق تعالی به جای او دیگری می‌رویاند.

ابوبصیر گفت: فدای تو گردم! دیگر بفرما. فرمود که: مؤمن را در بهشت هشتصد دختر باکره و چهار هزار زن ثَیِب و دو زن از حورالعین کرامت می‌فرمایند. ابوبصیر گفت: فدای تو گردم! هشتصد دختر باکره به او می‌دهند؟! فرمود که: بلی؛ هرگاه که با هریک از آنها مقاربت می‌نماید، باکره‌اند.

گفت: فدای تو گردم! حورالعین را از چه چیز خلق کرده‌اند؟ فرمود که: از تربت نورانی بهشت مخلوق شده‌اند که مغز ساقهای ایشان از زیر هفتاد حُله نمایان است؛ و جگر مؤمن آیینه حورالعین است و جگر حورالعین آیینه مؤمن است که از غایت لطافت و صفا چهره خود را در آن مشاهده می‌نماید. گفت: فدای تو گردم! آیا حورالعین را سخنی هست که به آن تکلم نمایند؟ فرمود که: بلی؛ سخنی می‌گویند که هرگز خلایق به آن خوشی سخن نشنیده‌اند. گفت: سخن ایشان چیست؟ گفت: می‌گویند که: ماییم خالدات که پیوسته خواهیم بود و مردن ما را نمی‌باشد؛ و ماییم تنعم‌کنندگان و شادمانان که هرگز ما را اندوه و بدحالی نمی‌باشد؛ و ماییم که در سرای خلد پیوسته مقیمیم و هرگز از آن به در نمی‌رویم؛ و ماییم که پیوسته راضی و خشنودیم و در هیچ حال به غضب و خشم نمی‌آییم - خوشا حال کسی که از برای ما خلق شده است، و خوشا حال کسی که ما از برای او خلق شده‌ایم‌ـ. ماییم آنان که اگر یک تار زلف ما را در میان آسمان بیاویزند نور آن، دیده‌ها را خیره کند. و به سند معتبر از حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه منقول است که فرمود که: بهشت را هشت در است. از یک در پیغمبران و صدیقان داخل می‌شوند، و از در دیگر شهیدان و صالحان داخل می‌شوند، و از پنج در شیعیان و دوستان ما داخل می‌شوند. و من می‌ایستم بر صراط و دعا می‌کنم و می‌گویم که: خداوندا به سلامت بگذران شیعیان و دوستان مرا و هر که مرا یاوری کرده و به امامت من اعتقاد داشته است در دار دنیا. در آن حال ندا از منتهای عرش الهی در رسد که: دعای تو را مستجاب کردیم و تو را شفاعت دادیم در شیعیان تو. پس هر یک از شیعیان و دوستان من و آنان که یاوری من کرده‌اند و با دشمنان من جهاد کرده‌اند به کردار یا گفتار، شفاعت کنند هفتادهزار کس از همسایگان و خویشان و دوستان خود را. و از در هشتم سایر مسلمانان داخل می‌شوند از آن جماعتی که اقرار به شهادتین داشته باشند و در دل ایشان به قدر ذره‌ای از بغض ما اهل بیت نباشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه