ملکوت اخلاق: گلگشتی در جلوه‌های رفتاری و گفتاری پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله صفحه 153

صفحه 153

تصمیم گرفت نزد پیامبر برود و توبه کند. به این منظور، خدمت پیامبر رسید و گفت: ای پیامبر خدا! ما مشرک و بت‌پرست بودیم. خداوند به وسیله تو، ما را هدایت کرد و از هلاکت نجات بخشید. ای پیامبر، از کار من که به خاطر نادانی بود، بگذر. او با اقرار به زشتی کار خود، مسلمان شد. پیامبر فرمود: «تو را عفو کردم. خداوند به تواحسان کرد؛ زیرا تو را به اسلام هدایت فرمود و اسلام، انسان را از گذشته جدا می‌سازد». (1) 441 3. عبدالله سهمی در مکه به پیامبر ناسزا گفت و درباره آن حضرت سخنان ناروایی بر زبان راند. روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و مسلمانان، پیروزمندانه وارد مکه شدند و دشمنان اسلام خوار گشتند، عبدالله فرار کرد. پس از مدتی خدمت پیامبر آمد. مسلمان شد و از گذشته نادرست خویش عذرخواهی کرد.

پیامبر، عذرش را پذیرفت و او را بخشید. عبداللَّه سهمی در این هنگام ابیاتی سرود که ترجمه آن چنین است:

ای پیامبر بزرگ، زبان من بسته و هلاکت، مرا در برگرفته است. من با شیطان در روش‌های گمراهانه مسابقه دادم. وای بر کسی که خواسته‌های شیطانی در او پدید آید. گوشت و استخوان و دلم، با ایمان کامل گواهی می‌دهد که خدایی هست و تو مأموری که مردم را از عذاب او بترسانی.

عبدالله سهمی در جای دیگر سرود:

ای پیامبر، من از کارهایی که انجام داده‌ام، پوزش می‌خواهم؛ زیرا در گمراهی، سرگردان بودم. مرا ببخش که بی‌توجهی پدر و مادرم، مرا به لغزش و زشتی‌ها کشانید. تو پیامبر بخشنده و مهربان هستی. گواهی می‌دهم که دین تو راست و حق است و تو میان مردم شخصیت برجسته‌ای داری. (2) 442


1- . همان.
2- . همان، ص 413.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه