ملکوت اخلاق: گلگشتی در جلوه‌های رفتاری و گفتاری پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله صفحه 297

صفحه 297

گفتند: ما برای بستن زبان زنان و افراد جاهل قبیله ثقیف چنین تقاضایی کردیم، ولی اکنون با اصل شکستن بت‌ها موافقیم. البته دستور بدهید که شکستن آنها به دست خودمان باشد. پیامبر این شرط را پذیرفت؛ زیرا هدف بت‌زدایی بود.

به این ترتیب، قلعه طائف بدون خون‌ریزی به دست سپاه اسلام افتاد. (1) 831 از امام صادق علیه السلام روایت است که در مسجد الحرام، 360 بت وجود داشت که بعضی از آنها را به بعضی دیگر بسته بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله کفی از ریگ از زمین برداشت و بر روی آنها پاشید و سپس این آیه را خواند: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقًا؛ حق آمد و باطل از بین رفت. همانا باطل، نابود شدنی است.» (اسرأ: 81) پس همه آن بت‌ها از ناحیه صورت به زمین افتادند. آن‌گاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور داد آنها را از مسجد بیرون ببرند و به دور اندازند. (2) 832 واقدی در تاریخ خود می‌نویسد: «پیامبر و یارانش با شکوه هرچه تمام‌تر مشغول طواف بودند. آن حضرت در نخستین دور طواف، متوجه بت‌های بزرگی به نام هُبَل، اساف و نائله گردید که بالای در کعبه نصب کرده بودند.

پیامبر با چوب بلند یا نیزه‌ای که در دست داشت، ضربه محکمی به آنها زد و آنها را به روی زمینی افکند. آن‌گاه آیه «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقًا» را خواند. بت بزرگ هُبَل در برابر چشم مشرکان به دستور پیامبر شکسته شد. این بت بزرگی که سالیان دراز بر افکار مردم بت‌پرست، حکومت می‌کرد، در برابر دیدگانشان، چنین زبونانه، قطعه قطعه گردید. زُبیر به عنوان مسخره رو به ابوسفیان کرد و گفت: بت بزرگ «هُبَل» شکسته شد. ابوسفیان با کمال ناراحتی به زبیر گفت: دست بردار. اگر از بت (هُبَل) کاری ساخته بود، سرانجام کار ما این نبود.

ابوسفیان نیز دریافته بود که مقدرات مردم به دست هُبَل و بت‌های دیگر نیست». (3) 833


1- سیره ابن هشام، ج 2، ص 542.
2- الارشاد، ص 63.
3- المغازی، ج 2، ص 833؛ برگرفته از: فروغ ابدیت، ج 2، ص 728.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه