ملکوت اخلاق: گلگشتی در جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله صفحه 271

صفحه 271

اگر اسیری فدیه ای نداشت که در برابر آن آزاد شود، فرموده بود اگر به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزد، آزاد است.(1) رسول رحمت هیچ گاه با زنان و کودکان دشمن وارد جنگ نمی شد و همواره به افرادش سفارش می فرمود که به زنان و بچه ها کاری نداشته باشند و آنان را نکشند، چنان که در سریه ای، عبداللّه بن عتیک را از کشتن زنان و کودکان نهی کرد.(2)

در میان مسلمانان نهادینه شده بود که حتی در گرماگرم جنگ اگر زنی از دشمن را در مقابل خود می دیدند، هرگز به جنگ او نمی رفتند. ابودجانه که در جنگ احد با شمشیر پیامبر می جنگید، می گوید: متوجه کسی شدم که مردم را به شدت علیه ما تحریک می کرد. به طرف او رفتم و چون شمشیر کشیدم، او فریادی کشید که فهمیدم زن است و شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله را گرامی تر از آن دانستم که زنی را با آن بکشم.(3)

عمیربن وهب یکی از مشرکان قریش و دشمن سرسخت و کینه توز پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و اصحاب او بود. اندکی بعد از واقعه بدر همراه صفوان بن امیه در حجر اسماعیل نشسته بود و درباره مصیبت بزرگ بدر با هم صحبت می کردند. صفوان گفت: به خدا سوگند، پس از یارانمان زندگی فایده ای ندارد. عمیر گفت: به خدا سوگند، راست می گویی. اگر نه این بود که وام دارم و چیزی ندارم که وام خود را بپردازم و اگرنه این بود که می ترسم پس از خودم، اهل و عیالم از گرسنگی هلاک شوند، سوار می شدم و می رفتم محمد را می کشتم. برای رفتن من بهانه ای هم موجود است؛ چون پسرم در دست آنها اسیر است. صفوان گفت: پرداخت وام تو بر عهده من. آن را از


1- نهایه الادب، ج 2، ص 56 .
2- سیره النبویه، ج 3، ص 261.
3- نهایه الادب، ج 2، ص 85 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه