آیین برنامه سازی سیر و سلوک در قرآن صفحه 64

صفحه 64

اول مرتبه «معرفت نفس» است... .(1)

پس سالک الی­الله، هر لحظه و آنی در حال مردن و درک عدم است و در حدوث و زوال عدم­ها و نیستی­های «نسبی» به وجودهای نسبی است تا به وجود مطلق رهنمون می­گردد. این هجرت و رجعت در «صیرورت» و تحول وجودی و نهاد ناآرام او هماره تجربه می­شود که سیر از طبیعت تا ماورای طبیعت و از کثرت به وحدت و سپس از وحدت در وحدت، همانا فناء فی­الله و فناءالفناء می­طلبد. به همین دلیل، علامه طباطبایی می فرمود:

مسئله عرفان نفس، مسئله فکری و نظری نیست، بلکه مقصدی است که جز از راه عمل نمی­توان معرفتِ تام و کامل درباره آن به دست آورد.(2)

به تعبیر علامه حسن­زاده آملی:

آن­که در خود درست اندیشید، دریابد که بودِ او نابودشدنی نیست، هر چند او را اطوار وجودی است؛ چه اینکه شأنی از وجود صمدی است و به تعبیر فلسفی، معلول، قائم به علت تامّه خود است که حق مطلق و وجود صمد است، و نافی باید نخست نفی علت کند و آن، یا عدم است یا وجود. عدم که بطلان محض و هیچ است و وجود که واجب بالذات است، علاوه بر اینکه شی، نافی ذات خود نیست.

فنای صحف عرفانی، عبارت از تعنیات و اسقاط اضافات است و نیست شدن خلق، بعد از هستی. تعبیر موت در روایات، کنایه از فنای سافل در عالی است. لذا در سلسله طولی صعودی، موت عالی، متأخر از موت سافل است.(3)

و علامه جعفری نیز در تفسیر این اشعار مولوی:

از جمادی مُردم و نامی شدم مُردم از حیوانی و پس آدم شدم


1- رساله لقاءالله، صص 234 - 236.
2- تفسیرالمیزان، ج 6، ص 283.
3- حسن حسن­زاده آملی، گنجینه گوهر روان، ص 29 مقدمه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه