پاداش نیکیها و کیفر گناهان: ترجمه ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 593

صفحه 593

ساکنان آن- در خانه ها و مسیر راه- افتاده و مرده بودند، به یاران خود فرمود: اینان به عذاب الهی مرده اند، و اگر به علت دیگری مرده بودند، (جنازه) یک دیگر را به خاک می سپردند. یاران حضرت عیسی علیه السّلام به او گفتند که: دوست داریم داستان این مردم را بدانیم (تا عبرت بگیریم). به آن حضرت (از جانب حق) فرمان رسید که: ای روح خدا! آنان را صدا بزن، حضرت عیسی علیه السّلام ندا کرد و گفت: ای مردم روستایی! یکی از آن میان پاسخ داد: لبّیک یا روح اللَّه (فرمانبردارم ای روح خدا)، حضرت از او پرسید: داستان شما چیست و حال

و روزتان چگونه است؟ عرض کرد: صبح را در عافیت و سلامت بسر بردیم و شب را در هاویه!! حضرت از او پرسید: هاویه چیست؟! جواب داد: دریاهائی از آتش که در آن کوههایی از آتش قرار دارد.

حضرت پرسید: چه چیزی شما را به این روز- که من می بینم- انداخت؟! گفت:

دلبستگی به دنیا و پرستیدن طاغوت زمان، حضرت پرسید: بستگی شما به دنیا چه اندازه بود؟ گفت: به همان اندازه ای که کودک شیر خوار به مادرش علاقمند است، هر گاه (به او) روی کند خوشحال و اگر (از او) روی گرداند، اندوهگین می شود.

حضرت پرسید: تا چه حد از طاغوت زمان فرمانبرداری می کردید؟ پاسخ داد: هر فرمانی که صادر می کرد بدون چون و چرا انجام می دادیم. حضرت پرسید: چه شد که از میان این همه مردم (فقط) تو به ندای من لبّیک گفتی؟ پاسخ داد: زیرا لگامهای آتشین دهانهای آنان را بسته است، و مأمورانی درشت اندام و درشتخوی و سختگیر بر ایشان گمارده شده اند (و توان صحبت و یا حرکت ندارند)، و من در میان آنان زندگی می کردم ولی از ایشان نبودم، هنگامی که عذاب الهی (بر آنان) فرود آمد، مرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه