فرهنگ صفات (اخلاقی) صفحه 254

صفحه 254

به طرف آن رفتیم. پس از سلام و احوال پرسی با صاحب آن خیمه که بانویی موقّر بود، گم شدن خود را در آن بیابان یادآور شدیم. وی گلیمی را پهن کرد و گفت: بنشینید تا پسرم بیاید و از شما پذیرایی کند.

چیزی نگذشت که مردی شتر سوار در آنجا حاضر شد. زن گفت: شتر، شتر فرزند من است ولی شتر سوار شخص دیگری است.

مرد تازه وارد خطاب به آن زن کرد و گفت: ای امّ عقیل! خداوند در مورد فرزندت عقیل پاداشی بزرگ به تو عطا کند! پرسید: مگر برای فرزندم حادثه ای رخ داده است؟ پاسخ داد: آری، شترش به خشم آمده و او را به داخل چاهی فرو انداخته است.

ام عقیل - که گویی هیچ حادثه ناگواری برایش پیش نیامده - گفت: پیاده شو و کمک کن تا از میهمانان پذیرایی کنیم. سپس گوسفندی را به او داد تا آن را برای تهیه غذا ذبح نماید.

سرانجام غذا آماده شد و ما که به شدت از شکیبایی آن زن با ایمان شگفت زده شده بودیم از آن خوردیم. در این هنگام آن زن صبور گفت: در میان شما کسی هست که بتواند قرآن بخواند؟

آیات 153 تا 157 سوره بقره را که در باره صابرین است تلاوت کردیم - و او را به خاطر مصیبتی که بر او وارد شده تسلیت گفتیم - زن به داخل خیمه رفت و چند رکعت نماز گزارد، آنگاه عرض کرد:

اَللَّهُمَّ إِنِّی فَعَلْت ما أَمَرْتنِی فَأَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتنِی. خداوندا! من آنچه را دستور داده ای انجام دادم؛ اینک تو نیز به وعده خود وفا کن.» سپس گفت:

اگر بنا بود در این جهان کسی برای کسی بماند، پیامبر گرامی حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه