- پیشگفتار 1
- سفر ولایت 3
- جلسه اول 3
- گناه مقربان 4
- پیامد عطوفت 5
- مراتب ادب 5
- تربیتهای آسمانی 7
- تسلیم در برابر حق 8
- تربیت یافتة پیامبر 8
- خُلق عظیم 9
- عظمت خلقت 10
- بیان خلق پیامبر 10
- پستی دنیا 11
- هدف بعثت 11
- حقیقت دین 12
- اخلاق در میزان اعمال 12
- تقویت ایمان و کفر 13
- به سوی بهشت 13
- رهایی از بخل نفس 14
- سرآغاز نامة عمل مؤمن 15
- گنجینههای رزق 16
- معیار انتخاب همسر 16
- بهشتِ خانه 17
- جلسه دوم 18
- آشتی با خدا 18
- برخورد زیبای پیامبر 18
- تخلق به اخلاق الهی 19
- همراهی با پیامبر 19
- گناه نابخشودنی 20
- بهشت و جهنم ناگزیر 20
- در بند گناه 21
- همسان شرک به خدا 22
- آتش بداخلاقی 22
- وعدههای خداوند 23
- آتش نقد 23
- درخواست و اجابت 24
- اجابت نکردن موسی 24
- جزای نقد 25
- زمامداران بهشت و جهنم 25
- ملامت ممنوع! 26
- شیخ جعفر کاشف الغطا 26
- گرایش به اخلاق 26
- کرامت شیخ جعفر 27
- آیت الله بروجردی 28
- اهل گذشت 28
- مدارا با همسر 29
- حاج میرزا علی آقای شیرازی 29
- دست بالای دست 30
- بازگشت اعمال 30
- حرمت اهل ایمان 31
- جلسه سوم 32
- سید روزها 32
- فساد عمل 33
- لطافت و زیبایی دین 33
- برترین عمل در روز جمعه 33
- آتش درون 34
- درخت و آتش 34
- شعور و عکسالعمل گیاهان 35
- درک موجودات 36
- حکایتی شنیدنی 37
- تهدید و بشارت گل 37
- برکات تقوی 38
- بدخلقی و فشار قبر 39
- تباهی اعمال و عبادات 39
- موقعیت سعد بن معاذ 40
- سعد بن معاذ 40
- اشاره 40
- گوسالة سامری 41
- مراسم تشییع و دفن سعد 41
- فشار قبر 42
- بد خلقی با خانواده و فشار قبر 43
- جلسه چهارم 44
- مراقبت در معاشرت با خانواده 44
- سنگینی میزان اعمال 45
- کمبود اخلاق 45
- فلسفة احکام 46
- به دنبال بهترینها 47
- عبادت و اطاعت 48
- نفسپرستی 48
- وظیفهشناسی 49
- گردنة شیطان 49
- پاداش خوشاخلاقی 50
- تخلق به اخلاق الهی 50
- جاذبة خلق و خوی زیبا 51
- لذت خوشاخلاقی 51
- اصلاح درون 53
- بر مدار واقعیت 53
- جاذبة حسن خلق 54
- مصائب اهلبیت 54
- رفاقت و یگانگی 55
- ملایمت و نرمی 55
- برترین دعا 56
- جلسه پنجم 56
- طبیعت اولیای خدا 57
- برتری ایمان 57
- امام مبین 58
- فساد عمل 58
- اساس خوشاخلاقی 59
- کلید بدیها 60
- بر لب پرتگاه جهنم 60
- احیاگر کینهها 61
- آتش دلها 61
- مهار آتش غضب 62
- حلم و بردباری 62
- حسن خلق با همه 63
- اخلاق در میدان نبرد 63
- شیرینترین پیروزی 64
- بدترین چیزها 65
- تأثیر نرمخویی 65
- ایمنی از خشم خدا 66
- سیر و سلوک 67
- ترک حیوانی 68
- منشأ غضب 68
- در برابر بیاعتنایی غلام 69
- در افق انبیا 69
- انتظار از دیگران 70
- پیامبر و یتیم بداخلاق 70
- جلسه ششم 71
- معیار ایمان 72
- نزدیکترین مردم به پیامبر 73
- صفات ذاتی 74
- تلاش برای اصلاح 75
- نرمخویی، پاکیزهگویی و گشادهرویی 76
- انتهای حلم و بردباری 76
- تغافل و چشمپوشی 77
- تجاهل امیرالمؤمنین 77
- اهریمن خشم 78
- خشمی که کنترل شد 78
- شعلهای برافروخته 79
- کاظم آل محمد 79
- قلبی آکنده از رضایت 80
- محبوبترین جرعهها 80
- امام صادق در مرگ خردسالشان 81
- تأثر نفس 81
- لذت فرو بردن خشم 82
- حقیقت دین 82
- خانوادهای از اهل بهشت 83
- انس و الفت با اطرافیان 84
- رفاقت با اطرافیان 84
- هم درجه با امام رضا 85
- دری از عافیت 86
- جلسه هفتم 86
- تطهیر از گناه 86
- مثلث حسن خلق 87
- خمیرمایة حسن خلق 88
- نرمش و ملایمت 89
- آسانگیری 89
- مهار ایمان 89
- باطن غیبت 91
- جنود شیطان 92
- خروج از اعتدال 92
- آثار تخریبی غضب 92
- آزار خداوند 93
- پیوند خدا و خلق 94
- اخلاق پیامبر از زبان اَنَس 95
- آشی که ریخت 95
- نقد افراد 96
- نخی از عبای پیامبر 96
- راههای مهار غضب 96
- پناه بردن به خداوند 97
- دعا و توسل 97
- اشاره 97
- یاد خداوند 98
- کوچک شمردن خود 99
- تغییر مکان 100
- کم کردن حساسیتها 100
- تغییر وضعیت 100
- وضو گرفتن 101
- تمرین و تلاش 101
- سکوت در برابر خشمگین 101
- جریمه کردن خود 102
- شناخت ارج و مقام حلم 102
- ادای حقالناس 103
- نماز یکشنبة ماه ذیقعده 103
- مرگ با عزت 104
- حفظ ایمان 104
- جلسه هشتم 105
- هنگام دیدار 105
- سرچشمة خوبیها 106
- تحمل و تغافل 106
- رفتار بزرگوارانه 107
- خود مشغولی 108
- پردة جهل 109
- پیشگیری از غضب 109
- آرزوی اهل معرفت 110
- نرمی در گفتار 111
- بیتوجهی به نفس 111
- خستگی در کارها 111
- سکوت جاهل 112
- کمگویی حضرت آدم 113
- عیال خداوند 113
- سنجیدهگویی 114
- زیباترین و زشتترین آفریده 115
- رابطة گفتار و رفتار 115
- مناجاتهای زیبا و دلنشین 115
- عباد الرحمن 116
- رفعت کلام 116
- بهترین اعمال 117
- دعای مستجاب 118
- راه رهایی از بحران 118
- جلسه نهم 118
- نرمخویی پیامبر 119
- از همان دست 120
- نکیر و منکر 121
- یگانگی با خداوند 121
- خطاپوشی و زیبانمایی 122
- پوشش گناهان 122
- بازتاب رفتار 123
- نرمش در گفتار 123
- زبان صمیمیت 124
- مالک اشتر در بازار 125
- دعا در پاسخ بد زبانی 125
- پاسخ امام سجاد 126
- بوسه بر آستان بهشت 126
- تواضع در برابر حق 127
- جمال انسان 127
- سخن سنجیده 128
- زیباگویی با همه 128
- جلسه دهم 129
- صلوات و سلام خداوند 129
- اساس حسن خلق 130
- گشادهرویی 130
- شادابی مؤمن 131
- خوش خبری 132
- مسئولیت و صلاحیت 132
- رهایی از دام فتنهها 133
- پرهیز از نزاع 133
- آداب دیدار 134
- ارتباطهای عبادت آمیز 135
- دام محبت 135
- گشادهرویی با خداوند و اولیای الهی 136
- تقسیم عادلانه 137
- نشاط در نماز 138
- مقام رضا 138
- دادههای خدا 139
- سفرة کرم خدا و اولیا 139
- قرب به خدا 140
- زیباترین هدیه 140
- زدودن کینهها 141
- خصلت هر آزاده 141
- ارتباطی زیبا 141
- نشانة رستگاری 142
- بهشت واجب 142
- نخستین عطا 142
- فهرست ها 143
- فهر ست روایات و دعاها 148
- فهرست منابع 173
- مشخصات کتاب 183
در حقیقت از یک انسان خشن و عصبانی، یک انسان نرم و آرام ساختهاید. و این، کار بسیار ارزشمندی است. باید روی آتش آب ریخت و آن را خاموش کرد، نه اینکه آن را شعلهور بسازیم و به آن دامن بزنیم.
لذتی که انسان از اینگونه برخوردهای نرم و ملایم میبرد، وصف ناشدنی است. همینکه توانسته است جلو یک آتش را بگیرد و خاموش کند تا به جاهای دیگر سرایت نکند، در درون خود احساس رضایتمندی و آرامش میکند.
تأثیر نرمخویی
نرمی و ملایمت انسانها در تمام ابعاد زندگیشان اثری میگذارد. حتی زمینی که قرار است او را در آن دفن کنند، از نرمی و سختی افراد متأثر میشود. امام صادق(ع) فرمودند: در زمان پیامبر(ص) مردی از دنیا رفت. او را نزد گورکنها بردند. آنها نتوانستند چیزی از زمین بکنند. به رسول خدا(ص) شکایت بردند که یا رسول الله، کلنگ در زمین کارگر نمیشود. گویا آن را به سنگ سخت میزنیم.
پیغمبر خدا فرمودند: برای چه؟! رفیق شما که خوشخلق بود. ظرف آبی بیاورید. چون آن را آوردند، دست در آن برده و به زمین پاشیدند، سپس فرمودند: بکنید! گورکنها کندند. گویا زمین مثل ریگ نرمی بود که روی آنها میریخت.
گویا رسول خدا(ص) از اظهار تعجب خویش میخواهند بفهمانند که حسن خلق موجب سهولت امر در دنیا و آخرت میشود و حتی بر زمین قبر انسان هم تأثیر میگذارد و آن را نرم میسازد. و بدخلقی موجب دشواری و سختی در دنیا و آخرت است. و سختی و ملایمت زمین، از طبیعت خود انسان تأثیر میپذیرد.
سیرة عیسی(ع)
حضرت عیسی(ع) همسر و فرزند و خانه نداشت. سیّار بود. بیشتر اوقات به سیاحت میپرداخت. امیرالمؤمنین(ع) دربارة ایشان میفرمایند:
وَ اِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِی عیسَی بْنِ مَرْیَمَ عَلَیه السلام فَلَقَدْ کانَ یَتَوَسَّدُ الحَجَرَ وَ یَلْبَسُ الخَشِنَ وَ یَأکُلُ الخَشِبَ وَ کانَ إدامُهُ الجُوعَ وَ سِراجُهُ بِاللَّیلِ الْقَمَرَ وَ ظِلالُهُ فِی الشِّتاءِ مَشارِقَ الاَرْضِ وَ مَغارِبَهَا َو فاکِهَتُهُ وَ رَیحانُهُ ما تُنْبِتُ الْاَرْضُ لِلْبَهائِمِ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَلا وَلَدٌ یَحْزُنُهُ وَلا مالٌ یَلْفِتُهُ وَلا طَمَعٌ یُذِلُّهُ دابَّتُهُ رِجْلاهُ وَ خادِمُهُ یَداهُ؛ و اگر بخواهی سرگذشت عیسی بن مریم(ع) را برایت بازگو میکنم، او سنگ را بالش خویش قرار میداد، لباس خشن میپوشید، نان خشک میخورد، خورشش گرسنگی، چراغ شبهایش ماه، مسکنش در زمستان مشرق و مغرب آفتاب بود. (صبحها در جانب مغرب و عصرها در جانب مشرق رو به روی آفتاب قرار میگرفت.) میوه و گلش گیاهانی بود که زمین برای بهائم میرویاند. نه همسری داشت که وی را بفریبد و نه فرزندی که او را غمگین نماید و نه ثروتی که او را به خود مشغول دارد، و نه طمعی که خوارش سازد. مرکبش پاهایش و خادمش دستهایش بود.