مثل شاخه های گیلاس صفحه 53

صفحه 53

و قصه یوسف(ع) این حقیقت را به نمایش گذاشت که دروغ فروغ ندارد و نه پیش می‌رود و نه پیش می‌برد. اگر قرار بود دروغ کارها را به سامان کند و گره‌ها را بگشاید، گره از کار فروبسته برادران یوسف می‌گشود؛ مگر آنان کم دروغ گفتند؟

گفتند: یوسف را به تفریح و بازی می‌بریم اما دروغ بود.

گفتند: به مسابقه رفتیم، اما دروغ بود.

گفتند: گرگ آمد یوسف را درید، اما دروغ بود.

جامه‌اش را با خون بزغاله‌ای خونین کردند و گفتند: خون یوسف است، اما دروغ بود.

اشک می‌ریختند، اما دروغ بود.

سراپا دروغ بودند و دروغ گفتند.

«دستشان کژ، پای شان کژ، چشم کژ

مهرشان کژ، صلحشان کژ، خشم کژ»

مثل ماهی!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه