- سخن ناشر 1
- مثل شمع! 2
- مثل برف! 3
- مثل شب تار! 4
- مثل زغال خاموش! 4
- مثل سایه دیٟوار! 5
- مثل میخ کج! 5
- مثل گل شاداب! 6
- مثل مغز مداد! 6
- مثل سوزن! 7
- مثل طعم آب! 8
- مثل چتربٔاز! 9
- مثل روزنامه باطله! 9
- مثل چک! 10
- مثل آیفون! 10
- مثل نافهی آهو! 11
- مثل لباس تمیز! 12
- مثل گل و گیاه! 13
- مثل شب! 14
- مثل یک قطره جوهر سیاه! 14
- مثل آب جوی! 15
- مثل بر نجِ فردِ اعلا! 16
- مثل مداد تراش! 16
- مثل نسیم! 17
- مثل درخت انگور! 17
- مثل یک زلف طلایی! 18
- مثل کهنهکارها! 19
- مثل شکوفههای بهار! 20
- مثل شاخههای گیلاس! 20
- مثل بهار! 21
- مثل خاک! 22
- مثل سنگ محک! 24
- مثل بازار! 24
- مثل کلید! 26
- مثل کمربند! 26
- مثل امضای دوم! 28
- مثل قطره قطره گلاب! 30
- مثل چای قند پهلو! 31
- مثل جوشٔٔٔٔکاری! 33
- مثل استخر! 33
- مثل نعنا! 34
- مثل جنگل! 35
- مثل طناب کشی! 36
- مثل کیف قاپ! 36
- مثل شکلات! 37
- مثل موج آب! 38
- مثل والیبال! 38
- مثل الاکلنگ! 38
- مثل پشمک برقی! 39
- مثل سنگریزه! 41
- مثل نرمکننده پوست! 42
- مثل ماه در شب! 43
- مثل شیر مادر! 43
- مثل بچههای مؤدب! 45
- مثل کود! 46
- مثل پرطاووس! 47
- مثل قیافهها! 47
- مثل تعویض خودرو! 48
- مثل نان سنگک! 48
- مثل حبههای زغال! 49
- مثل دانههای انار! 51
- مثل کلید گنج! 52
- مثل ماهی! 53
- مثل دارو! 55
- مثل قبلهنما! 57
- مثل داماد! 58
- مثل داروی تلخ! 62
- مثل جنس پارچه! 62
- مثل آب! 64
- مثل گل! 65
- مثل عینک! 68
- مثل آب زلال! 74
- مثل چای تلخ! 75
- مثل گلاب! 75
- مثل نسخه! 76
- مثل چای و صابون! 76
- مثل روز و شب! 76
- مثل دو کفه ترازو! 77
- مثل سیب! 77
- مثل برگی از درخت! 78
- مثل سرسره! 78
- مثل قیچی! 79
- مثل درخت! 79
- مثل نٔقشه قالی! 80
- مثل استخر چسب! 81
- مثل عطر! 81
- مثل لب دریا! 82
- مثل هیزمهای کوچک! 82
- مثل آب! 82
- مثل مرمر! 85
- مثل مغز و پوست! 86
- مثل بیل و کلنگ! 86
- مثل دستگاه! 86
- مثل زباله! 87
- مثل میخ! 87
- مثل سنگها! 88
- مثل عکس! 88
- مثل بازی مار پله! 89
- مثل فرش! 89
- مثل برگهای نخل! 90
- مثل دندان! 91
- مثل چای! 91
- یادداشت ها 92
- مثل آمپول! 92
به همین خاطر بود که امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
«صِحَّةُ الجَسَدِ مِن قِلَّةِ الحَسَدِ»
سلامتی تن در کم کردن حسادت است.
هر چه حسادت کمتر تن هم سالمتر. مثل دو کفه ترازو؛ هر چه آن کفه پایینتر آن کفه دیگر بالاتر.
مثل برگی از درخت!
آب باید برود توی برگ تا سبز و شاداب باشد وگرنه روی برگ که فایدهای ندارد، بلکه بدتر آن را میپوساند. میگویی نه! امتحان کن. از درخت توت یک برگ بچین و بگذار توی یک ظرف آب و چند روز بعد بیا و تماشا کن!
قرآن مثل آب است، آب حیات، و ما مثل همان برگ. پس اگر قرآن را فقط در شبهای قدر روی سر بگذاریم که سبز نمیشویم، حیات پیدا نمیکنیم، قرآن باید بیاید توی دل و توی ذهن ما. باید بیاید توی زندگی ما. و در یک کلمه ما باید هر چه قرآن میگوید بگوییم چشم! اسم این کار را بندگی میگذارند.
و قرآن از ما همین را میخواهد.
بندگی کن پروردگارت را.