مثل شاخه های گیلاس صفحه 90

صفحه 90

ظاهر فرش‌ها را ببین چه نرم و لطیف و خوش نقش و نگارند، اما باطن و پشت شان را هم ببین که چه زمخت و خشک و خشن و بی‌رنگ و رو هستند.

بعضی آدم‌ها هم درست مثل فرش می‌مانند. یعنی ظاهرشان نرم، آرام اما باطنشان چیزی دیگر است.

یا مثلاً به ظاهر وانمود می‌کنند آرام و خوش‌اند، اما نیستند. سرنوشت این جماعت چیزی شبیه همان فرش‌هاست. یعنی بالأخره زیر دست و پا رفته و لگدکوب این و آن می‌شوند.

مثل برگ‌های نخل!

بسیاری از انسا‌ها، اگر نعمتی در اختیار انسان می‌گذارند نه به خاطر آن است که بخواهند او را بالا ببرند، بلکه تا حدی بالا می‌برند و نه بیشتر؛ آن‌گاه اجازه‌ی بالاتر رفتن را هم نمی‌دهند. و سپس در پی آن‌اند که از ناحیه‌ی آن‌ها سود و بهره‌ای نصیب برند.

درست مثل مزرعه‌داری که در صحرا چوب‌هایی بلند در چهارگوشه علم می‌کند و آن‌گاه سقفی زده و برگ‌های نخل را بالا می‌برد و بر آن سقف چوبی قرار می‌دهد.

او برگ‌ها را بالا می‌برد، اما نه به خاطر این‌که دوست دارد برگ‌ها بالا باشند، بلکه می‌خواهد برگ‌ها صبح تا غروب زیر تابش گرم آفتاب بسوزند و خشک شوند، اما خود در زیر سایه آن‌ها به خنکایی دست یابد.

البته در این میان تعدادی انگشت شمار هم هستند که مردان خدایند و رفتارشان رنگ خدایی دارد. آن‌ها مثل خداوند، دیگران را بالا می‌برند، آن هم بی‌مزد و بی‌منت؛ همان که حافظ می‌گفت:

«بی‌مزد بود و منت هر خدمتی که کردم»

این گونه افراد درست مثل آدم‌های معطری هستند که هم خود خوش‌بو هستند و هم دوست دارند که دیگران نیز معطر باشند و بویی خوش داشته باشند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه