- (789) در مؤمن هشت منش شایسته است 1
- [باب منشهای هشتگانه] 1
- (791) بردارندگان عرش هشت اند 2
- (790) هشت تن اند که نماز ایشان پذیرفته نیست 2
- (793) سقف خانه از هشت متر بیشتر جائز نیست 3
- (792) بهشت هشت در دارد 3
- (795) هشت تن از شمار مردم نیستند 4
- (794) هشت جفت 4
- (797) هشت تن هر گاه خوار گردند باید خود را نکوهش کنند 5
- (796) هر که در مساجد رفت و آمد کند یکی از هشت منش را بیابد 5
- (799) ایمان هشت منش است 6
- (798) مساجد را از هشت چیز دور بدارید 6
- (800) گناه های بزرگ هشت است 7
- (801) علی را هشت منش است 8
- [باب منشهای نه گانه] 9
- اشاره 9
- (802)- خدا نه منش به پیامبر داد 9
- (804) فاطمه دخت پیامبر را نه نام است 10
- (803) به پیروان علی نه چیز داده شده 10
- (805) خدا به علی نه چیز داده که جز به محمد به کسی نداده 11
- (806) پیامبر به علی گفت: به واسطه تو خدا نه منش به من داد 11
- (807) آفت نه چیز، نه چیز است: 12
- (810) از نه چیز منع شده 13
- (808) در خرمای برنی نه خاصیت است 13
- (809) حکم نه چیز از پیروان اسلام برداشته شده 13
- (812) پیشوایان از فرزندان حسین بن علی نه تن اند 14
- (811) بزهکار را نه ساعت وقت می دهند 14
- (814) امیر المؤمنین علی نه سخن گفته 15
- (813) هنگامی که پیامبر درگذشت نه زن داشت 15
- (816) زنی که از شوی خویش نه طلاق عدی گرفته بر وی همیشه حرام خواهد بود 16
- (815) اندازه رسیدن زن نه سال است 16
- (817) زکات در نه چیز ثابت است 17
- (819) نه چیز سبب فراموشی می شود 18
- (818) نماز آدینه از نه تن ساقط گردد 18
- (821) هنگامی که امام دوازدهم ظهور می کند از نه قبیله به وی می پیوندند 19
- (820) معجزه های نه گانه موسی (ع) 19
- باب منشهای دهگانه 20
- (822) پیامبر (ص) را ده نام است 20
- (823) همیشه رفت و آمد برای یکی از ده کار است 21
- (824) خدا خرد را به دو چیز توانایی داد 22
- (825) ده چیز از صفات پیشوایی ست 23
- (826) علی از پیامبر به ده چیز بهره مند شد 24
- (828) ده منش از اخلاق بزرگ است 26
- (827) پیروان علی را به ده چیز مژده است 26
- (829) ده چیز نشانه پدید آمدن رستاخیز است 27
- (830) خدا ده صفت را در پیامبر و خاندان وی گرد کرده 27
- (832) گراینده خردمند نباشد تا ده منش در وی نباشد 28
- (831) هر که ده منش داشته باشد بهشت می رود 28
- (834) ده چیز از مردار پاک است 29
- (835) ده تن در ده چیز طمع مکنند 29
- (833) خوردن ده اندام از اندامهای گوسفند کشته جایز نیست 29
- (836) در ده جا نماز گزاردن روا نیست 30
- (837) ده تن به بهشت نروند 31
- (838) تندرستی ده پاره است 32
- (840) زهد ده جزء است 32
- (839) ده تن خود و دیگران را به گرفتاری می افکنند 32
- (841) ده گونه کنیز بر مالک خود حرام اند 33
- (842) شهوت ده جزء است 33
- (843) حیا ده پاره است 34
- (844) کودکانی که به ده سالگی می رسند بستر ایشان را از زنان جدا می کنند 34
- (845) یک زن شکیبایی ده مرد را دارد 34
- (846) ده چیز است که برخی از برخی دشوارتر است 35
- (847) در خربزه ده خاصیت است 37
- (848) ده چیز خوشی آور است 38
- (849) نماز بر ده وجه است 38
- (850) در شیعه ده منش است 39
- (851) پیامبر در باره باده ده تن را نفرین کرده 39
- (853) پاداش آنکه ده حج گزارده باشد 39
- (852) پاداش آنکه ده رمضان پیاپی روزه گرفته باشد 39
- (855) پیش از رستاخیز ده نشانه است 40
- (854) برکت ده پاره است 40
- (857) گروش ده پایه است 41
- (856) اسلام بر ده جزء نهاده شده است 41
- (859) در مسواک کردن ده منش است 42
- (858) پاداش آنکه ده سال برای خدا بانگ نماز کرد 42
- (860) نشانه های قیامت ده چیز است 43
- (861) پیامبر در شبانروزی ده دوره هفت شوطی به کعبه طواف می کرد 43
- (862) کسی که در روز رمضان ده بار با زنی مقاربت کرد 44
- (863) ده سخن پند آمیز 44
- (865) تیرهای بر دو باخت جاهلیت ده بوده است 45
- (864) ده تن از پیروان اسلام به خدا کافراند 45
- (866) آنچه بر هر مسلمانی ست که هر روز پیش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگوید 46
- (868) نام یازده اختری که یوسف آنها را با آفتاب و ماهتاب در خواب دید که وی را نماز می برند 47
- باب منشهای یازدهگانه 47
- (867) پسران عبد المطلب با عباس ده تن بودند 47
- (869) چاه زمزم یازده نام دارد 47
- بابهای منشهای دوازده گانه 48
- - (870) باب یکم تا دوازدهم 48
- (871) بدترین خلق اولین و آخرین دوازده تن اند 50
- (872) راه شناختن نیم روز در هر یک از ماههای دوازده گانه رومی با سایه انسان 52
- (873) کسانی که با خلافت ابی بکر مخالفت کردند دوازده تن بودند 53
- (874) خدا از اسرائیل دوازده سبط برآورد و از حسن و حسین نیز دوازده سبط 57
- اشاره 58
- (875) پیشوایان پس از پیامبر دوازده تن اند 58
- (876) قیس بن عبد اللَّه گفته: 58
- (879) از مسروق روایت شده که گفته: 59
- (877) ابو القاسم عتاب گفته: 59
- (878) مسروق گفته: 59
- (880) از جابر پور سمره روایت شده که گفت: 60
- (883) سماک پور حرب و زیاد بن علاقه و حصین بن عبد الرحمن همه از جابر بن سمره روایت کرده اند که پیامبر گفت: 60
- (881) جابر بن سمره گفته: 60
- (882) از جابر بن سمره روایت شده که گفت: 60
- (885) شعبی از جابر بن سمره روایت کرده که گفت: 61
- (886) سعد بن قیس همدانی از جابر بن سمره روایت کرده که گفت: 61
- (884) سماک پور حرب از جابر بن سمره روایت کرده که گفت: 61
- (888) زیاد بن علاقه و عبد الملک بن عمیر از جابر بن سمره نقل کرده اند که می گفت: 62
- (889) از سماک بن حرب و زیاد بن علاقه و حصین بن عبد الرحمن روایت کرده اند 62
- (887) سماک و عبد اللَّه بن عمیر و حصین بن عبد الرحمن گفته اند 62
- (891) شعبی از جابر بن سمره روایت کرده 63
- (890) شعبی از جابر بن سمره روایت کرده که او می گفت: 63
- (892) عامر شعبی از جابر بن سمره روایت کرده 63
- (894) از اسود بن سعید همدانی روایت شده 64
- (895) عبد الملک بن عمیر گفته: 64
- (896) سعید بن خالد از جابر بن سمره از پیامبر روایت کرده 64
- (893) باز از شعبی از جابر بن سمره روایت شده که گفت: 64
- (899) از سرح برمکی در کتاب روایت شده که گفته: 65
- (897) ابن سیرین از جابر بن سمره سوانی روایت کرده که او می گفت: 65
- (898) عامر بن سعد گفته: 65
- (903) از کعب الاحبار روایت شده که در خلفاء گفته: 66
- (901) از مکحول روایت شده که می گفت: 66
- (900) از ابی خالد روایت شده 66
- (902) از وهب بن منبه روایت شده که می گفت: 66
- (904) از سماک روایت شده که گفت: 67
- (906) سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی روایت می کند 67
- (905) باز شعبی از جابر بن سمره روایت کرده که او می گفت: 67
- (907) از علی بن ابی طالب روایت شده 68
- (908) از امام صادق روایت شده که گفت: 69
- (909) سلیم بن قیس هلالی گفته: 70
- (910) جابر بن عبد اللَّه أنصاری گفته: 71
- (912) زراره بن أعین گفته: 71
- (911) ابو حمزه ثمالی از امام محمد باقر (ع) روایت کرده که می گفت: 71
- (914) تمیم بن بهلول گفته: 72
- (913) سماعه بن مهران گفته: 72
- (916) و به همین اسناد گفت که پیامبر به یاران خود گفته: 73
- (915) از امام باقر روایت شده که گفت: 73
- (918) از ابی بصیر روایت شده که گفت: 74
- (917) زراره گفته: 74
- (919) از زراره روایت شده که گفت: 74
- (920) در مسواک کردن دوازده خاصیت است 75
- (921) حدیث دوازده پرده 76
- (922) پرهیزگاران را دوازده نشانه است 77
- (925) در تابوت ژرف دوزخ دوازده تن اند 78
- (923) بر دوازده تن درود مفرستید 78
- (924) پیامبر جعفر بن أبی طالب را دوازده گام استقبال کرد 78
- اشاره 79
- (927) ماههای سال دوازده است 79
- (926) بر خوان دوازده چیز است 79
- (928) از عبد اللَّه بن عمر روایت شده که گفته: 80
- (929) محمد بن ابی عمیر از امام صادق (ع) روایت کرده 81
- (930) شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت 82
- (931) [نامهای ساعات شب و روز] 82
- (932) بروج چرخ دوازده است، بیابانهای بزرگ دوازده است، دریاهای کلان دوازده است، جهانها نیز دوازده است 84
- (933) دوازده درمی از پیامبر 85
- (934) سرشناسان پیامبر بر مردم مدینه دوازده تن بودند 86
- بابهای سیزدهگانه 88
- (935) مسخ شدگان سیزده گونه جانوراند 88
- (936) پسر بچه از سیزده تا چهارده سالگی رسیده می گردد 90
- (937) سیزده منش از فضائل امیر المؤمنین علیست 91
- بابهای منشهای چهاردهگانه 92
- (939) غسل در چهار ده جا رسیده 92
- (938) در خضاب کردن چهارده منش است 92
- (940) یاران عقبه که برای کشتن پیامبر کمین کرده بودند چهارده تن اند 93
- (942) کودک در میان پانزده، شانزده سالگی به روزه وادار می شود 94
- (941) هر گاه مردمان پانزده منش را به جای آورند گرفتاری بر ایشان چیره گردد 94
- [بابهای منشهای پانزدهگانه] 94
- (944) پاداش آنکه پانزده روز از ماه رجب را روزه بدارد 95
- (943) کسانی که ایام تشریق در منی هستند پس از پانزده نماز تکبیرات بگویند 95
- (945) نوره کشیدن در هر پانزده روز لازم است 96
- باب منشهای شانزده گانه 97
- (946)- حق دانا شانزده چیز است 97
- (947) شانزده چیز تهی دستی آرد و هفده چیز فراخ روزی 98
- (948) شانزده چیز از فرزانگی ست 99
- (949) شانزده دسته از پیروان محمد (ص) با خاندان وی دشمن اند 100
- باب منشهای هفدهگانه 103
- (950)- غسل برای هفده جا رسیده 103
- (952) آنچه خدا بدان شخص هیجده ساله را سرزنش کرده 104
- (951) امیر المؤمنین هیجده منقبت دارد 104
- باب منشهای هیجدهگانه 104
- باب منشهای نوزده گانه 105
- (953) نوزده کلمه است که هر گرفتاری به آنها دعا کند گرفتاریهای او برطرف شود 105
- (954) نوزده حکم از زنان ساقط است 106
- (955) نوزده پرسش که امام صادق در مجلس منصور از پزشک هندی پرسید 107
- باب منشهای بیست گانه و ما فوق آن 110
- (956) در دوستی خاندان پیامبر بیست منش است 110
- (957) مؤمن نزد خدا بیست منش دارد 111
- (958) پاداش آنکه بیست بار حج گزارده 112
- (959) بیست و سه منش پسندیده از امام علی بن الحسین 113
- (960) آنچه در باره شب 21 و 23 رمضان رسیده 115
- (962) نماز جماعت بیست و پنج درجه از نماز فرادی برتر است 116
- (961) از بیست و چهار چیز منع شده است 116
- (963) در نماز بیست و نه منش است 117
- (964) در دانش بیست و نه سود است 117
- (965) چیزهایی که أبو ذر از پیامبر پرسید 119
- (966)- پیشوا سی نشانه دارد 121
- بابهای منشهای سی گانه 121
- اشاره 121
- (967) و در حدیث دیگری گفته؟ 123
- (968) رمضان سی روز است و هرگز کمتر نگردد 124
- (969) زنانی که در کتاب و سنت حرام شده سی و چهار گونه اند 125
- (970) خدا از آدینه تا آدینه دیگر سی و پنج نماز بر مردمان واجب گردانیده 126
- (971)- باده گسار تا چهل روز نماز وی پذیرفته نمی شود 127
- بابهای منشهای چهل گانه و اندی 127
- (972) روزه بر چهل گونه است 128
- (975) در نهی از دور نکردن موی زهار بیشتر از چهل روز 130
- (973) آنکه پیش از خود در باره چهل تن از برادران خود دعا کند سپس برای خود 130
- (974) آنکه پس از مرگ وی چهل تن از مؤمنین به نیکی وی گواهی دهند 130
- (978) دیه سگ شکاری چهل درم است 131
- (976) زمین تا چهل روز از بول ختنه نکرده پلید می شود 131
- (977) در حکم آنکه کنیز بستاند و هر چهل روز یک بار با وی مباشرت نکند و او عمل حرام کند 131
- (980) استغفاری که چهل گناه بزرگ بدان آمرزیده می شود 132
- (979) خدا میان دو جمله کفر آمیز به فرعون چهل سال فرصت داد 132
- (981) رحم و خویشاوندی تا چهل پشت است 133
- (982) چون امام دوازدهم آشکار شود خدا بهر شیعه یی نیروی چهل مرد دهد 133
- (984) امام صادق (ع) گفته: 134
- (983) کسی که چهل حدیث بر کند 134
- اشاره 134
- (985) هر نعمتی که خدا به تو داده آن را سپاس کنی: 135
- (986) پیرامون مسجد چهل ارش است که به تازی ذراع گویند و همسایگی تا چهل سرا باشد از چهار سوی 136
- (987) آنکه چهل سال یا بیشتر زندگی کند 137
- اشاره 137
- (988) پیامبر (ص) گفته: 138
- (989) پاداش آنکه چهل بار حج گزارده است 138
- (990) استدلال امیر المؤمنین علی با ابو بکر 139
- اشاره 144
- (993) احتجاج امیر المؤمنین علی با مخالفین خود در کار خلافت 144
- (994) علی گفت. 146
- (995) علی گفت: 147
- (996) علی گفت: 149
- (997) پیامبر گفت: 151
- (998) پنجاه حقی که امام علی بن الحسین به یکی از یاران خود نگاشته 154
- اشاره 154
- [بابهای منشهای پنجاهگانه و بالاتر] 154
- اشاره 154
- (999) حق نمازگزاری، آن ست که بدانی روی به درگاه خدا آورده یی، 156
- (1000) و حق آزادکننده تو که بر تو حق نعمت دارد- 159
- (1001) و حق بستانکاری که خواسته خود می خواهد، 161
- (1002) پنجاه منش از منشهای گراینده است 162
- (1003) پاداش آنکه پنجاه حج گزارده باشد 163
- (1004) امیر المؤمنین علی (ع) هفتاد هنر دارد که کسی از مردمان در آنها با وی شریک نیستند 164
- اشاره 164
- [بابهای منشهای هفتادگانه و بالا] 164
- اشاره 164
- (1005) [ادامه روایت] 167
- (1006) [ادامه روایت] 170
- (1007) [ادامه روایت] 172
- (1008) [ادامه روایت] 174
- (1009) [ادامه روایت] 176
- (1010) پاداش آنکه در قنوت نماز وتر هفتاد بار آمرزش خواهد 177
- (1011) پاداش آنکه پس از نماز بام هفتاد بار آمرزش خواهد 177
- (1012) پاداش آنکه در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار آمرزش خواهد 178
- (1013) درفش ستایش هفتاد تکه دارد 179
- (1014) سود خوارگی هفتاد جزء است 179
- (1016) پیروان اسلام هفتاد و دو گروه گردند 180
- (1015) گفتار بنده یی که هفتاد سال در دوزخ بود 180
- (1017) روایاتی که امت را هفتاد و سه گروه دانسته 181
- (1018) هفتاد و سه منش راجع به زنان و آداب ایشان است 182
- اشاره 182
- (1019) [ادامه روایت] 184
- اشاره 185
- (1020) خدا به خرد هفتاد و پنج سپاه داد و به جهل نیز هفتاد و پنج سپاه 185
- (1021) [ادامه روایت] 186
- (1022)- برای امیر المؤمنین علی هشتاد آیه نازل شد که کسی را در آنها با وی انبازی نبود 188
- (1023) پیامبر در حد باده گساری هشتاد تازیانه زد 188
- باب منشهای هشتادگانه و ما فوق 188
- (1025) خدای را نود و نه نام است 189
- (1024) در نمازهای پنجگانه نود و پنج تکبیر است 189
- (1026) پاداش صد بار «لا اله الا اللَّه» و صد بار استغفار 190
- (1027)- پرسشها مرد جهودی از علی 191
- اشاره 191
- باب منشهای از یک تا صد 191
- (1028) [ادامه روایت] 193
- (1029) [ادامه روایت] 195
- (1030) از یکی از پیروان خاندان پیامبر (ص) روایت شده که گفت: 196
- (1033) اهل بهشت صد و بیست دسته اند 197
- (1032) صد و بیست گونه میوه 197
- (1031) پیامبر صد و بیست بار به معراج رفت 197
- (1036) مستحب است آنکه به مکه می رود به شماره سال 360 بار طواف کند و هر گاه نتواند 360 دور طواف کند 198
- (1034) هر که همه قرآن را بر کند هر ساله دویست دینار زر سرخ از بیت المال حقوق دریافت می کرد 198
- (1035) سال سیصد و شصت روز است 198
- اشاره 199
- (1037) منشهایی از شرایع دین اسلام 199
- (1038) نمازهای واجب عبارت است از: 200
- (1039) بیشتر ایام حیض زن تا ده روز است و کمترین آن سه روز، 202
- (1040) و نیکی رسانیدن به پدر و مادر واجب است. 204
- (1041) مسلمان تا امکان دارد باید از گناههای کبیره اجتناب کند و آنها از این قرار است: 205
- (1042) امیر المؤمنین (ع) در مجلسی چهار صد سخن سودمند برای دین و دنیای مردم گفت 206
- [بابهای منشهای چهار صدگانه] 206
- (1058) دو هزار سال قبل از آفرینش آسمان و زمین نوشته شده 237
- باب منشهای بعد از هزار 237
- (1059) نماز چهار هزار باب دارد 237
- (1060) هفت هزار سال قبل از آفرینش آدم بر ساق عرش نوشته شده 238
- (1063) نوری که پیش از آفرینش آدم نزد خدا بود 239
- (1061) کسی که روایت کرده خدا دوازده هزار عالم دارد 239
- (1062) اصحاب پیامبر (ص) دوازده هزار تن بودند 239
- (1065) خدا صد و بیست و چهار هزار پیامبر و صد و بیست و چهار هزار وصی بیافرید 240
- (1064) یاد آوری نوری که میان دو شانه محمد فرشته نوشته شده بود بیست و دو هزار سال قبل از آفرینش آدم 240
- (1066) خدا با موسی (ع) صد و بیست و چهار هزار کلمه املاء کرد 241
- اشاره 241
- (1067) پیامبر (ص) به علی (ع) هزار در از دانش آموخت که از هر دری هزار در گشوده گردد 241
- (1069) عبد اللَّه بن عمر گفته: 242
- (1068) اصبغ بن نباته گفته: 242
- (1071) بکیر بن اعین گفته: 243
- (1070) موسی بن بکر گفته: 243
- (1072) اصبغ بن نباته گفته: 244
- (1074) اصبغ بن نباته گفته: 245
- (1073) زراره گفته: 245
- (1075) از عبد اللَّه بن هلال روایت شده که گفت: 245
- (1077) بشیر دهان از امام صادق (ع) روایت کرده 246
- (1078) مرازم بن حکیم ازدی از امام صادق (ع) روایت کرده که می گفت: 246
- (1076) ابو بصیر گفته: 246
- (1082) أبو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده که می گفت: 247
- (1080) أبو بکر محمد بن الحضرمی از امام محمد باقر (ع) روایت کرده که می گفت: 247
- (1079) حارث بن مغیره از امام صادق (ع) روایت کرده که می گفت: 247
- (1084) عبد الحمید بن أبی الدیلم از امام صادق (ع) روایت کرده که او می گفت: 248
- (1085) ذریح محاربی از امام صادق (ع) روایت کرده که می گفت: 248
- (1083) ابان بن تغلب از امام صادق (ع) روایت کرده که او می گفت: 248
- (1088) جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر (ع) روایت کرده که او می گفت: 249
- (1087) عبد اللَّه بن میمون قداح از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده 249
- (1086) عبد اللَّه بن مغیره از امام محمد باقر (ع) روایت کرده که می گفت: 249
- (1090) أبو حمزه ثمالی از علی بن الحسین (ع) روایت کرده که او می گفت: 250
- (1091) اصبغ بن نباته گفته از علی شنیدم که می گفت: 250
- (1089) ذریح بن یزید محاربی گفته از امام صادق (ع) شنیدم که می گفت: 250
- (1092) بکر بن حبیب از امام محمد باقر (ع) روایت می کند که گفت: 251
- (1093) سلیمان بن مهران از امام جعفر بن محمد روایت کرده 251
- (1094) خدا هزار هزار جهان و هزار هزار انسان بیافرید 252
- اشاره 252
- [باب منشهای هزار و بعد از هزار] 252
- مقدمه اعلام خصال 254
- اعلام خصال صدوق 256
تکلیف نمی کند و به اندازه توانایی بر وی فرمان می دهد، کارهای اختیاری بندگان را خدا تقدیر گرفته لیک او پدید نیاورده، خدا آفریدگار هر چیزی ست، اعتقاد به جبر و تفویض مکنید، خدا بی گناه را برای گناهکار باز خواست نمی کند، کودکان را به بزه پدران شکنجه مکنید، زیرا در قرآن گفته: کسی بار دیگری را به دوش نمی کشد. و نیز گفته: برای آدمی جز آنچه کوشش کند و بهره یی ندارد.
خدا می بخشد و می دهد، خدا ستم نمی کند، خدا فرمان برداری ستمکار را نخواسته، و کسی را
که می داند کافر است و بندگی دیو را بر بندگی او می گزیند به پیامبری نمی فرستد. خدا مردم معصوم را حجت خود قرار داده. اسلام غیر از ایمان است، هر مؤمنی مسلمان است لیک هر مسلمان شرط نیست مؤمن باشد.
دزد در حال دزدی کردن مؤمن نیست. زناکار در حال زنا کردن مؤمن نیست، آنان که حد در دین خورده اند مسلمان اند نه مؤمن و نه کافر، خدا به مؤمن وعده بهشت داده به دوزخ نبرد و کافری را که وعید در خلود نار کرده از دوزخ بیرون نیاورد، اما گناههای غیر کفر را برای هر کس خواسته باشد می آمرزد، کسانی که حد خوردن بر ایشان واجب شده فاسق اند نه مؤمن اند و نه کافر و در دوزخ جاویدان نمانند روزی از آن برآیند، شفاعت نیز شامل ایشان می شود و نیز شامل مردمان ضعیف العقیده اگر خدا دین ایشان را پذیرفته باشد.
قرآن گفتار خداست، نه خالق است و نه مخلوق، کشورهای مسلمانی امروز دار التقیه بشماراند و آن دار الاسلام است نه دار الکفراند و نه دار الایمان امر به نیکی و بازداشت از بدی برای آنان که بدان توانایی دارند واجب است. ایمان انجام واجبات و دوری از گناه های کبیره است. ایمان معرفت با دل و اقرار با زبان و عمل به ارکان است با اقرار به شکنجه گور و منکر و نکیر و زنده شدن پس از مرگ و شمار روز رستاخیز و صراط و میزان شرط ایمان به خدا است و بیزاری از دشمنان خدا.
تکبیر در عید روزه و قربانی واجب است، در عید روزه پس از پنج نماز که آغاز آن: نماز شام شب فطر
است و انجام آن نماز پسین روز عید فطر و آن چنین است:
اللَّه اکبر اللَّه اکبر لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر و للَّه الحمد اللَّه اکبر علی ما هدینا و الحمد للَّه علی ما ابلانا
. چون خدا گفته: تا عدد روزه را کامل کنید و برای آنکه خدا شما را راه نمایی کرده وی را تکبیر گویید و در روز جشن گوسفند کشان در شهرهای دور از مکه بعد از ده نماز که ابتدای آن نماز پیشین است از روز عید قربان تا نماز بام روز سوم، در منی پس از پانزده نماز که ابتدای آن نماز پیشین از روز عید است تا نماز بام روز چهارم در تکبیرات عید قربان این جمله اضافه شود:
اللَّه اکبر علی ما رزقنا مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعامِ*.
زنی که زاییده بیشتر از بیست روز ترک نماز و روزه مکند اگر پیش از آن پاک نشده باشد و اگر روز بیستم پاک نشد پس از آن غسل کند و پنبه بخود گیرد و عمل زن مستحاضه کند هر چه مست کننده باشد چه اندک و چه بسیار آن حرام است. هر درنده نیش دار و هر پرنده چنگال داری خوردن آنها حرام است. سپرز جانور حرام است، چون که خون است، از جانوران آبی و دریایی سگ ماهی و مارماهی و طافی و زمیر که نوعی ماهی ای است که پشت آن خارهایی ست اینها همه حرام است و هر ماهی که پوست درشت نداشته باشد خوردن آن حرام ست، تخمهایی که سر و ته آن یکسان نیست حلال است و اگر سر و ته آن یکسان باشد حرام است. هر ملخی که پروازگر
الخصال / ترجمه
مدرس گیلانی، ج 2، ص: 236
باشد حلال است لیک دبا که کاملا پروازگر نیست حرام است. ماهی و ملخ هر گاه زنده گرفته شوند همان تذکیه آنهاست.
ترجمه
(1041) مسلمان تا امکان دارد باید از گناههای کبیره اجتناب کند و آنها از این قرار است:
شرک به خدا، قتل نفس محترمه، ترک حقوق پدر و مادر، گریز از جهاد، خوردن مال یتیم بی مجوز شرعی، ربا خواری پس از دانستن حرمت آن، نسبت دادن زنان پاک دامن به زنا، زنا کردن، لواط کردن، دزدی، خوردن مردار، خوردن خون، خوردن گوشت خوک، خوردن نذری برای غیر خدا، خوردن سخت مانند مزد زنا و مزد گرفتن برای داوری، قیمت کنیز خنیاگر و رقاصه، کم فروشی، قمار، گواهی به ناحق دادن، نومیدی از آمرزش خدا، ایمنی از مکر خدا، بریدن امید از آمرزش خدا، ترک یاری ستمرسیدگان، تکیه کردن بر ستمکاران، سوگند دروغ، منع حقوق، کبر فروشی و ستم رسانیدن به زیر دستان، دروغگویی، اسراف، تبذیر، خیانت، خوار شمردن، حج، نبرد با دوستان خدا، آنچه آدمی را از یاد خدا دور دارد مانند: آوازخوانی، تار نواختن، پای فشاری بر گناه های خرد. آنگاه گفت: در همین اندازه از فرمانها برای بندگان طاعت ورز بسنده است صدوق گفته: گناههای کلان مطلق هفت است، و سائر گناههایی که پس از آنها یاد گردد کبیره است نسبت به گناه خردتر و خردتر است نسبت به گناه کلان تر. مقصود امام صادق از کبائر اضافه بر هفت در این حدیث همین است که گفته شد.