تربیت آرمانی گذری بر اهداف، راهبردها و شیوه های تربیتی با الهام از سیره ی استاد علامه ی کرباسچیان و استاد روزبه(رحمهاالله) صفحه 215

صفحه 215

بچه ها) یالای یه مرد پاشه.

دانش آموز: آمدیم برای این که هدفمان را بفهمیم.

استاد: شما بی هدف که مدرسه نیامدید. اگر از شما بپرسند که چرا مدرسه آمدید؟ چی جواب می دهید؟ ممکن است روز اوّل مهر کیفتان را بردارید و بروید پارک شهر، یا بروید بلوار کرج؛ آن جا راه بروید و قدم بزنید؛ هوا هم آزاد و خوب است! آقایان فکر کنند. اشکال ندارد! فکر کنیم والا فایده ندارد، آخر آمدیم این جا چیکار کنیم، هدف از تحصیل چیه؟

دانش آموز: آمدیم که علم و تقوا بیاموزیم. در این صورت می توانیم به مردم کمک کنیم، زیرا علم به تنهایی به درد نمی خورذد، تقوا که نبود روزی چهارصد پانصد تومان از مریض ها پول می گیرد.

استاد: روزی چهارصد پانصد تومان از مریضاش پول می گیرد! مریض ها چکار کنن بیچاره ها؟ یالا بگین ببینم بچه ها!

دانش آموز: باید دکتر بشیم از اون هایی که دارند بگیریم و به کسانی که ندارند بدیم.

استاد: پول نخسه! (نسخه) شونم خودمون بدیم! بارک الله. دیگه بگین ببینم بچه ها! بفرمایید آقا.

دانش آموز: هم برای خودمون خوبه هم برای جامعه؛ مثلاً اگر یک نفر عمله باشه، تا شب که کار کنه، پانزده تومان می گیره ولی یک مهندس که شش سال در دانشگاه درس خونده، اگر یک ساعت کار کنه، خیلی بیشتر می گیره. بنابراین درس خواندن هم به نفع خود ماست و هم به نفع جامعه مون.

استاد: خب، فایده ی آن برای خودمون معلوم شد. ولی چه طور برای جامعه مون؟ عمله روزی پانزده تومان می گیره، امّا این آدم درس خونده یه ساعتش هزار تومن می گیره، خب این برای خودمون خوبه ولی برای جامعه چه طور؟

دانش آموز: ما با این اضافه درآمد می توانیم به افرادی که خرج خود و خانواده شان را نمی توانند به دست بیاورند، کمک کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه