تربیت آرمانی گذری بر اهداف، راهبردها و شیوه های تربیتی با الهام از سیره ی استاد علامه ی کرباسچیان و استاد روزبه(رحمهاالله) صفحه 292

صفحه 292

اما این را بهانه ی دست روی دست گذاشتن نکرد بلکه پرتلاش و گرم به راه افتاد؛ دستی به دامان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دستی دیگر به گدایی از این و آن. و چه گدایی و آبروگذاری شیرینی! چون هدف ارزشمند و قیمتی بود:

بنده رفتم حجره ی یکی از اقوام. گفتم: ما می خواهیم مدرسه ای تأسیس کنیم؛ شما 100 هزار تومان برای تأمین محل آن تهیه کنید. گفت: ندارم. گفتم: خوب، شما 25 هزار تومان بدهید؛ بقیه اش را از این و آن تهیه می کنیم. گفت: ندارم. گفتم: پسرت سرطان گرفته؛ آیا قرض می کنی یا نه؟ نتوانست جواب بدهد.

.... بعد گفتم: برای زنده شدن دین و نام حضرت سیّدالشهداء (علیه السلام) آیا نمی ارزد ما هستی خودمان را بدهیم؟! این شخص منقلب شد.

با ایشان رفتیم حجره ی یکی از دیگر رفقا. او هم گفت: ندارم. گفتم: ایشان قرض کردند؛ شما هم قرض کنید. گفت: چشم، قرض می کنم. واقعاً هم نداشتند. رفتیم پیش نفر سوم. قلب ها دست خداست. او از ثلث پدرش داد و..... چهارمین نفر هم خودش داشت.

با این 100 هزار تومان یک خانه ی 700 متری قدیمی پشت مسجد و مدرسه ی سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی) خریداری شد. البته تصور نکنید که این جریان ها طبیعی است؛ تمام این ها از توجّهات حضرت ولی عصر (علیه السلام) است. چون قبل از همه ی این ها، من متوسل شدم و از آن حضرت خواستم که در این راه کمک کند.(1)

پیش از همه ی اینها علامه بر مولای غایبش عهد کرده بود که تمام عمر را در راه وی بدود و غلامی کند. در دوره ی رضاخان مقر ر شده بود که طلبه ها را به سربازی ببرند. او روزی به امام عصر (علیه السلام) متوسل شده بود و عرض کرده بود: «آقا! اگر کار سربازی ما را درست کنید من تا آخر وقف شما خواهم بود» فردای آن روز ناشناسی گواهی معافیت او از سربازی را در خانه اش آورده بود.(2) یاد علامه ی ما به خیر که چه پرکوشش و

1- یادنامه ی استاد علامه کرباسچیان/ 30 و 31.

2- حدیث آرزومندی/207.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه