دائره المعارف طهور: ادب و اخلاق صفحه 1114

صفحه 1114

ثواب سلام کردن به برادر ایمانی برای خشنودی خداوند

«عن أبی جعفر الباقر ع قال إن ملکا من الملائکه مر برجل قائم علی باب دار فقال له الملک یا عبد الله ما وقوفک علی باب هذه الدار قال فقال له أخ لی فیها أردت أن أسلم علیه فقال له الملک هل بینک و بینه رحم ماسه أو هل ترغبک إلیه حاجه قال فقال لا [ما بینی و بینه قرابه و لا یرغبنی إلیه حاجه إلا أخوه الإسلام و حرمته فإنما أتعهده أسلم علیه فی الله رب العالمین فقال له الملک إنی رسول الله إلیک و هو یقرئک السلام و یقول إنما إیای أردت و تعاهدت و قد أوجبت لک الجنه و أعفیتک من غضبی و أجرتک من النار؛ جابر از امام محمدباقر (ع) روایت کرده است که فرمود: فرشته ای از فرشتگان بر مردی که بر درب خانه ای ایستاده بود گذشت و از او پرسید: ای بنده خدا! چه چیز سبب شده است که بر این درب بایستی؟! گفت: یکی از برادران من در این خانه زندگی می کند و آمده ام تا به او سلام کنم. فرشته پرسید: آیا در میان تو و او رابطه خویشاوندی برقرار است و یا از او خواهشی داری؟ گفت: نه، با او خویشاوندی ندارم و هیچ خواهشی مرا به اینجا نکشانده جز اخوت دینی و احترام نهادن به یک برادر ایمانی و من فقط برای خشنودی خداوند به او سلام می کنم. سپس فرشته به او گفت: من از جانب خدا می آیم، خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید: همانا مراد تو (او نبود بلکه) فقط من بودم و (تو با این ملاقاتت نه او بلکه) مرا ملاقات کردی (من هم) بهشت (خود) را برای تو واجب گردانیدم، و تو را از خشم خود رهانیدم، و تو را از آتش (دوزخ) پناه دادم».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه